رفتارشناسي سياسي پيامبر اعظم(ص)
از بررسي اصول و قوانين جنگ در اسلام، روشن مي شود كه اين جنگها به خاطر رياست و كشورگشايي نبوده است. از آن جمله: "جنگ بايد در راه خدا (في سبيل ا...) صورت گيرد و راه سعادت و رحمت را بر همگان بگشايد." "در جنگ بايد جانب اعتدال و ميانه روي و عدل را رعايت كرد و از انتقام جويي پرهيز كرد." تاريخ نويسان و مفسران به اتفاق مي نويسند: مسلمانان وقتي پس از جنگ احد، جنازه مثله شده حضرت حمزه را پيدا كردند، عهد كردند كه اگر بر مشركان دست يابند، به جاي يكي، سي نفر از آنها را مثله كنند13. چيزي از تصميم آنان نگذشته بود كه اين آيه نازل شد: "اگر تصميم داريد كه آنها را مجازات كنيد در مجازات خود ميانه رو باشيد و از حد اعتدال بيرون نرويد و اگر صبر كنيد، براي بردباران بهتر است"14. اسلام با اين آيه سيماي روحاني و عاطفي خود را به نمايش مي گذارد.
همچنين پيامبر اسلام(ص)، چه در دوراني كه از سوي مشركان مورد آزار و اذيت بود و چه در دوران اقتدار سياسي، تا حد امكان سعي مي كرد از جنگ بپرهيزد و با مخالفان از در مدارا و صلح وارد مي شد و با آنها پيمان صلح مي بست و در هنگام غلبه بر دشمن نيز از خطاهاي آنان مي گذشت. "صفوان بن اميه" از سران مشرك مكه و از آتش افروزان جنگهاي متعدد عليه پيامبر(ص) در فهرست كساني بود كه پيامبر(ص) پس از غتح مكه آنها را از عفو عمومي استثنا نموده بود. وي وقتي با وساطت يكي از اقوامش از سوي پيامبر(ص) مورد بخشش قرار گرفت، از ايشان دو ماه فرصت خواست تا در مورد اسلام تحقيق كند و پيامبر(ص) به او چهار ماه فرصت داد.
صفوان بعدها مي گفت: "فقط يك پيامبر مي تواند اين گونه نيك نفس باشد و شهادت مي دهم كه خدايي جز خداي يكتا نيست و محمد(ص) رسول خداست"15.
با اينكه يهوديان خيبر،اعراب بت پرست را برضد پيامبر اسلام(ص) شورانيده و با آنها در حمله به مدينه شركت كرده و در توطئه چيني عليه مسلمانان مشاركت كرده بودند، پس از فتح خيبر توسط سپاه اسلام، يهوديان خيبر از پيامبر تقاضا كردند كه اجازه دهد يهوديان در آن منطقه سكونت گزينند و زمين هاي كشاورزي آن منطقه را دز اختيار داشته باشند دز عوض نيمي از درآمد خود را به عنوان جزيه به مسلمانان بپردازند كه پيامبر اسلام اين درخواست را پذيرفت16. در زمان صلح حديبيه، دسته اي از كفار در تاريكي شب قصد كشتن آن حضرت را داشتند. تمام آنان دستگير شدند، ليكن رسول اكرم(ص) هيچ گونه تعرضي به آنان نكرد و رهايشان نمود17.
در هنگام ورود سپاه اسلام به مكه و فتح مكه، زمزمه هايي از انتقام و قدرت نمايي به گوش مي رسيد و پرچمدار اسلام شعار مي داد كه "امروز روز انتقام است". پيامبر(ص) با درك اين موضوع، پرچم را به دست شخص ديگري داد و فرمود "امروز روز رحمت است" و با وجود اينكه مكيان، او و پيروانش را از شهر خويش رانده و بسياري از پيروان او را كشته بودند، اعلان "عفو عمومي" كرد و بي درنگ تمام فضاي مكه از فرياد رحمت انباشته شد18.
از شرايط ديگر جنگ تجويز شده در اسلام اين است كه جنگ بايد دفاعي باشد و تهاجم غير مجاز شمرده شده است: "وقاتلوا في سبيل ا... يقاتلونكم ولا تعتدوا ان ا... لا يحب المعتدين"19. بنابراين، دولت مدينه جنگ را با قريش زماني آغاز كرد كه آنان جنگ را آغاز كرده بودند، و جنگ او با مشركان عرب و يهود نيز واكنشي بيشتر به شمار نمي آيد و در صورتي كه مهاجمان يا مانعان پيشرفت دعوت دست از تعرض و مقاومت برداشتند، نبايد با آنها جنگيد: "فإن انتهوا فإن ا... غفور رحيم،... فإن انتهوا فلا عدوان الا علي الظالمين"20. و دستور مي دهد كه اگر آنها تمايل به صلح نشان دهند تو نيز از در صلح درآي: "و إن جنحوا للسلم، فاجنح لها و توكل علي ا... إنه هوالسميع العليم"21.
پيامبر اسلام(ص) پس از جنگها هم به سپاهيان خود دستور مي داد كه با اسيران به نيكي رفتار كنند. مسلمانان به سفارش پيامبر تا اسيران را سير نمي كردند، خود دست به غذا نمي زدند.22 نيز پس از جنگ بدر كه عده زيادي از مشركان به اسارت مسلمانان در آمده بودند، اعلان شد كه اسيران باسواد مي توانند در قبال تعليم خواندن و نوشتن به ده نفر از اطفال آزاد شوند و بقيه با پرداخت فديه. هنگامي كه "سهيل بن عمرو" با پرداخت فديه آزاد گرديد، يك نفر از ياران پيامبر(ص) از ايشان درخواست كرد اجازه دهد دندانهاي جلوي سهيل را بكشد تا او نتواند بر ضد اسلام چيزي بگويد. پيامبر(ص) اجازه نداد و فرمود: اين كار "مثله كردن" است و در اسلام جايز نيست23. پيامبر (ص) پس از فتح مكه، سپاهياني را ميان قبائل اطراف مكه فرستاد تا آنان را به اسلام دعوت كنند. در اين ميان خالد بن وليد به همراه گروهي به سوي قبيله بني جذيمه عازم شد. با اينكه افراد قبيله مزبور سلاح ها را كنار گذاشته، تسليم شدند، اما خالد به سبب كينه اي كه از آنها بر دل داشت، عده اي از سران قبيله را اعدام نمد. پيامبر(ص) با شنيدن اين خبر متأثر شده و به امام علي(ع) مأموريت داد تا به ميان قبيله مزبور رفته،خسارت وارد شده بر آنها و خونبهاي افراد كشته شده را بپردازد. امام علي(ع) در اين باره به قدري دقت به خرج داد كه حتي بهاي ظرف چوبي را كه سگان در آن آب مي خوردند و در برخورد با خالد شكسته بودند، پرداخت نموده و دل خسارت ديدگان را به دست آورد.24
1 . انبياء، 107.
2 . فرقان،1.
3 . نك: طبري، تاريخ الامم والملوك، ج1، صص 557-564؛ ابن اثير، الكامل في التاريخ، ج2، صص95-100.
4 . عنكبوت،46.
5. نك: حلبي، سيره، ج3، ص239.
6 . آيه6.
7 . نك: طبري، ج2، صص80-83.
8 . نك: طبري، ج2، صص 77-79؛ ابن اثير، ج2، 167-168.
9. آل عمران،20.
10. ق/45.
11. غاشيه، 21و22.
12. حج،38 و 39.
13. نك: طبري، ج2، صص70-72.
14. نحل،126.
15. طبري، ج2، ص162؛ ابن اثير، ج2، صص248-249.
16. ابن هشام، سيره، ج1، ص337.
17. نك: طبري، ج2، ص120.
18. طبري، ج2، صص160-161؛ واقدي، مغازي، ج2، صص816-818.
19. بقره،190.
20. بقره،192و193.
21. انفال،61.
22. نك: ابن اثير، ج2، ص 131؛ ابن هشام، سيره، ج1، ص645.
23. طبري، ج2، ص41؛ ابن اثير، همانجا.
24. ابن هشام، سيره، ج 2، صص429-430.