کم‌یاب ترین‌ها در آخرالزمان

http://media.ismc.ir/Original/1394/05/15/IMG08431703.jpg

رسول خدا صلی الله علیه و آله :أقلُّ ما يكونُ في آخِرِ الزّمانِ أخٌ يُوثَقُ بهِ أو دِرْهَمٌ من حَلالٍ؛كمياب‏ترين چيز در آخر الزمان برادرى قابل اعتماد، يا درهمى(درآمد) حلال است.

تحف العقول : ص 54

نیایش عرفه

چه خوب شد عرفه، دلبرم صدایم کرد
خدا به خاطر ارباب این عطایم کرد

به دامن جبل الرّحمه، پا به پای حبیب
بـه آستان رفیــع دعــا رهــایم کرد

چه فرصتی که به همراه کاروان حسین
مســافر سفر دشـت نینوایم کــرد

ز سعی مروه و سعی صفا عبورم داد
به طُوف حجّ حقیقی ، دل آشنایم کرد

بشارت ای همه جاماندگان ز لیله ی قدر
به عصر مزدلفه دلـبرم عطایم کرد

چه منّتی که در این روز معرفت، ارباب
به خوان نعمت العفوِ خود گـدایم کرد

منی که هیچ نبودم به شیء مذکوری
به حبّ فاطمه شایسته ی ثنایم کرد

به افتخار علی ره به بار عامم داد
که همنشین تمام فرشته هایم کرد

ز گریه، حوله ی احرام دلبرم خیس است
صدای ناله ی ارباب مبتلایم کرد

همه به حال دعای حسین می گریند
نوای یارب زینب پر از نوایم کرد

به دیده، اشک مناجات کودکان زیباست
ز گاهواره ی خود کودکی ندایم کرد

علیّ اکبر و طعم فـرازهای دعـا
به شیوه های دعا خواندن آشنایم کرد

به اشک چشم علمدار کاروان سوگند
حسین بود، که دلداده ی خدایم کرد

همان حسین که با جلوه ی کرامت خود
کرم نمود و صدا سوی خیمه هایم کرد

بدون اذن خودش کربلا نمی آیم
ز درد، با که بگویم که کربلایم کرد

خوش است آنکه بگویم به دوستان شهید
حسین، عاقبت از عشق خود فنایم کرد

توصیه‌های اخلاقی پیامبر اعظم(ص) در حج

بررسی سنّت گفتاری و رفتاری پیامبر اعظم(صلی الله علیه وآله)در زمینه «حجّ»، حکایت از آن دارد که آن بزرگوار، ضمن اهمیت دادن به بُعد فقهی «حجّ» و کوشش فراوان در جهت آموزش مناسک آن به مسلمانان، از توجه دادن آنان به دیگر ابعاد حج، به ویژه بُعد اخلاقی آن، دریغ نورزید.
در این نوشتار که در دو بخش تهیه شده تنها پاره ای از توصیه ها و کارکردهای اخلاقی پیامبر اعظم(صلی الله علیه وآله) در سفر معنوی حج را به بحث و بررسی گذاشته ایم، به امید آن که توانسته باشیم ره توشه ای را برای راهیان کوی دوست فراهم آوریم.

«توبه» و بازگشت از گناه

از جمله اعمال صالحی که در آیات و روایاتِ فراوان، توصیه و ترغیب به انجام آن شده، «توبه» و بازگشت از گناه است. پروردگار کریم، در قرآن کریمش وعده داد که توبه کنندگان را می پذیرد و از گناهانشان می گذرد،(27) و آنان را دوست دارد و به آنان مهر می ورزد. پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) نیز از خشنودی خداوند از توبه کنندگان خبر داد و فرمود:

«وَ لَیْسَ شَیْءٌ أَحَبَّ إِلَی اللَّهِ مِنْ مُؤْمِن تَائِب أَوْ مُؤْمِنَة تَائِبَة».(28)

«نزد خداوند چیزی محبوب تر از مرد یا زن مؤمن توبه گر نیست.»

امام صادق(علیه السلام) نیز فرموده است: «خداوند به داوود پیامبر ـ که بر پیامبر ما و خاندانش و بر او درود باد! ـ وحی فرستاد: ای داوود، هرگاه بنده مؤمن من گناهی کند و سپس از آن گناه برگشته، توبه نماید و به هنگام یاد کردن از آن گناه از من شرم کند. او را بیامرزم و آن گناه را از یاد فرشتگان نگهبان اعمال ببرم و آن را به نیکی بدل کنم و از این کار مرا باکی نیست که من مهربان ترین مهربانانم.»(29)

زمانی می رسد که ثروتمندان امّت من برای تفریح به حج می روند، و مردم عادی برای تجارت، و قاریان آن ها برای خودنمایی و کسب عنوان و اعتبار، و فقرای امت من برای تکدّی و گدایی به حج مشرف می شوند

نکته قابل توجه این که، حسن روی آوردن به توبه، محدود به زمان و مکان خاصّی نیست; توصیه پیشوایان معصوم(علیهم السلام)به گناهکاران این است که در انجام توبه شتاب کنند و از هرگونه تأخیر در جهت تحقّق آن بپرهیزند.

علی(علیه السلام) فرمود: «إِنْ قَارَفْتَ سَیِّئَةً فَعَجِّلْ مَحْوَهَا بِالتَّوْبَةِ»;(30) «هرگاه گناهی مرتکب شدی، با توبه در محو آن شتاب کن.»

امام جواد(علیه السلام) نیز می فرماید: «تَأْخِیرُ التَّوْبَةِ اغْتِرَارٌ وَ طُولُ التَّسْوِیفِ حَیْرَةٌ»;(31) «به تأخیر افکندن توبه فریب و غفلت است و امروز و فردا کردن مایه حیرت و سرگشتگی.»

البته از بررسی برخی آیات و روایات چنین برمی آید که: پاره ای از این زمان ها و مکان ها، بستر مناسبی برای عملی ساختن «توبه» است و نقش ارزنده ای در پذیرفته شدن آن دارد.

بی شک، درک موسم حج و حضور در میقات و دیگر مشاهد مشرّفه، همچنین حالت ارزشمند محرم شدن و انجام طواف و غیره; از بهترین فرصت ها برای روی آوردن مجرمان و گناهکاران به «توبه» است; زیرا طبق فرموده امیر مؤمنان(علیه السلام) : «وَ أَدْنَی مَا یَرْجِعُ بِهِ مَنْ أَمَّهُ أَنْ یُغْفَرَ لَهُ مَا سَلَفَ»;(32) «کمترین دستاوردی که زائر از حج می آورد این است که گناهانش آمرزیده شود.»

به طور یقین، دست یابی به این ارمغان ارزشمند، مشروط به انجام توبه حقیقی از سوی حج گزاران است; بنابراین، ضروری است زائران از این فرصت استثنایی و مناسب، که در اختیارشان نهاده شده، بهره گیرند و از معاصی و گناهان پیشین خود پشیمان شوند و در صورت امکان، در صدد جبران آن ها برآیند و در ادامه زندگی شان، عزمشان را بر پرهیز از نافرمانی پروردگار کریم قطعی کنند; یعنی تنها به رفتن به مکه و مدینه و پوشیدن لباس احرام و انجام ظاهری مناسک و حضور فیزیکی در مشاهد مشرّفه دل خوش نکنند. این جا است که می بینیم پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله) در فرازی از خطبه غدیر(33) ـ که آن را پس از بازگشت از حجة الوداع، در سرزمین غدیرخم ایراد نمودند ـ خطاب به مردم این گونه فرمودند:

«مَعَاشِرَ النَّاسِ حُجُّوا الْبَیْتَ بِکَمَالِ الدِّینِ وَ التَّفَقُّهِ وَ لاَ تَنْصَرِفُوا عَنِ الْمَشَاهِدِ إِلاَّ بِتَوْبَة وَ إِقْلاَع».(34)

«ای مردم، با دین و فقه کامل حج بگزارید و از مشاهد این سفر برنگردید مگر با توبه و کنده شدن از گناه.»

امام صادق(علیه السلام) نیز می فرماید:

«إِذَا أَرَدْتَ الْحَجَّ... ثُمَّ اغْسِلْ بِمَاءِ التَّوْبَةِ الْخَالِصَةِ مِنَ الذُنُوبِ وَ الْبَسْ کِسْوَةَ الصِّدْقِ وَ الصَّفَا وَ الْخُضُوعِ».(35)

«هنگامی که قصد حج کردی، با آب توبه خالص، گناهانت را بشوی و لباس راستی و پاکی و خضوع و خشوع را بر تن کن.»

  ـ «حسن خلق» (= خوش خویی)


خصلت زیبای «حسن خلق»، از خصلت های نیک اجتماعی است که تحسین همگان را به همراه دارد. هیچ فرد یا گروهی را نمی توان یافت که از صاحب این خوی شایسته ستایش نکند.

در کتب اخلاقی و غیر آن، آیات و روایات فراوانی در جهت تمجید از آن نقل گردیده است;(36) برای نمونه، برخی از آن ها را مرور می کنیم:

* پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) فرمود: «الإسْلامُ حُسْنُ الْخُلْقِ»;(37ا)سلام، خوشخویی است.»

* در بیان دیگری فرمود: «حُسْنُ الْخُلُقِ نِصْفُ الدِّینِ»;(1) «خوی نیکو، نصف دین است.»

* از روایت دیگر نبوی چنین برمی آید که: «در سرای قیامت، افرادی به جهت اخلاق نیکشان، به درجاتی بزرگ و منزلتی والا دست می یابند; اگرچه در عبادت ضعیف و ناتوان باشند.»(38)

* در خبر دیگری، از امیرمؤمنان(علیه السلام)چنین می خوانیم: «حُسْنُ الْخُلْقِ رَأْسُ کُلِّ بِرٍّ»;(39)«نیک خویی، سرآمد همه نیکی هاست.»

* در روایتی آمده است: «مردی به حضور پیامبر گرامی(صلی الله علیه وآله) آمد و گفت: مرا توصیه ای فرمایید که از آن بهره گیرم»; از جمله سفارش های حضرت به آن شخص این بود: «أَلْقِ أَخاکَ بِوَجْه مُنْبَسِط»;(40) «با چهره گشاده با برادرت برخورد کن.»

از بررسی آیات و روایات وارده در باب «حُسن خُلق»، چنین برمی آید که ضرورت پای بندی به این خصلت شایسته، امری فراگیر است و شامل تمام حوزه های حیات اجتماعی (مانند: وطن، سفر، منزل، بازار، اداره و...) می شود; منتها رعایت آن در سفر، از اهمیت بیشتری برخوردار است; این است که در احوالات پیامبر گرامی(صلی الله علیه وآله)آورده اند:

در یکی از سفرهایشان(41) فرمودند: «مَنْ کانَ یسیء الْجوار فَلا یُصاحبنا»;(42) «کسی که در مصاحبت و مجاورت، بد عمل می کند با ما همراه و همسفر نشود.»

به طور طبیعی، در کنگره عظیم حج (که ملل مختلفی از جهان اسلام در آن حضور دارند و سالک این سفر با ملیت های گوناگونی مواجه و همراه می شود)، پایبندی به «حسن خلق» ضروری تر خواهد بود. به خصوص که قرآن کریم به طور صریح می فرماید:


  {...فَلا رَفَثَ وَ لا فُسُوقَ وَ لا جِدالَ فِی الْحَجِّ...} .(43)


«سخنان زشت، لغو، فحش، فسق، فجور، مراء و جدال در حج جایگاهی(44) ندارد.»

این کلام نورانی پروردگار حاکی از آن است که دستیابی حج گزار به ثواب و پاداش الهی، مشروط به این است که در طول سفر حج، فسق و فجور و جدالی از او سر نزند. این است که پیامبر(صلی الله علیه وآله) می فرماید:

«مَنْ حَج الْبَیْتَ فَلَمْ یَرْفُثْ وَ لَمْ یَفْسُقْ، خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ کَیَوْمَ وَلَدَتْهُ أُمُّهُ».(45)

«کسی که حج کند و مرتکب زشتی و فسق نگردد، از گناهانش پاک شود; چنان که گویی از مادر متولد گردیده است.».

امام باقر(علیه السلام) نیز در این باره می فرماید:

«مَا یُعْبَأُ بِمَنْ یَؤُمُّ هَذَا الْبَیْتَ إِذَا لَمْ یَکُنْ فِیهِ ثَلاَثَ خِصَال: وَرَعٌ یَحْجُزُهُ عَنْ مَعَاصِی اللَّهِ، وَ حِلْمٌ یَمْلِکُ بِهِ غَضَبَهُ، وَ حُسْنُ الصَّحابَةِ لِمَنْ صَحِبَهُ».(46)

«اعتنا نمی شود به کسی که قصد خانه حق کرده، در حالی که در او سه خلصت نیست: ورعی که او را از معاصی و گناهان بازدارد، حلمی که او را بر غضبش چیره سازد، و رفتار خوش با کسانی که همسفر او هستند.»

نکته قابل ذکر این که: در کتب روایی، در مورد تفسیر حسن خلق و تعیین حد و مرز آن، اخبار گوناگونی آمده است; برای نمونه، به نقل چند روایت بسنده می کنیم:

آنگاه که از امام صادق(علیه السلام) پرسیده شد: حدّ و معنای حسن خلق چیست؟ آن بزرگوار در پاسخ فرمود:

«تُلِینُ جَانِبَکَ وَ تُطِیبُ کَلاَمَکَ وَ تَلْقَی أَخَاکَ بِبِشْر حَسَن».(47)

«حسن خلق این است که نرم خو و مهربان باشی، گفتارت پاکیزه و مؤدّبانه باشد و با برادرت با خوشرویی برخورد کنی.»

بی تردید، از مصادیق و مواردِ حسن خلق، تحمّل کردن ناسازگاری همسفر است. در خبری از پیامبرخدا(صلی الله علیه وآله) چنین می خوانیم:

«مَا اصْطَحَبَ اثْنَانِ إِلاَّ کَانَ أَعْظَمُهُمَا أَجْراً وَ أَحَبُّهُمَا إِلَی اللَّهِ أَرْفَقَهُمَا بِصَاحِبِهِ».(48)

«هرگاه دو نفر با یکدیگر همسفر شدند، آن کس که با دیگری رفق و مدارا پیش گیرد، نزد خدا محبوب تر و پاداشش عظیم تر است.»

  ـ سخاوت و بخشندگی

در آموزه های وحیانی، خوی «سخاوت» و «بخشندگی»، خصلتی شایسته و مهم شناخته شده است. در اهمیت آن همین بس که در پاره ای از روایات برجای مانده از معصومین(علیهم السلام) ، از او به عنوان «خوی خداوند» و «خلق انبیای الهی» یاد شده است. پیامبر اعظم(صلی الله علیه وآله) فرمود:

«السَّخاءُ خُلْقُ اللهِ اْلأَعْظَم»;(49) «بخشندگی، خوی بزرگ خداوند است.»

امام صادق(علیه السلام) نیز فرمود:

«السَّخاءُ مِنْ أَخْلاقِ اْلأَنْبِیاءِ...»;(50) «بخشندگی، از اخلاق پیامبران است... .»

در کاوش های اجتماعی به این نتیجه دست خواهیم یافت که پای بندی افراد به صفت نیک «سخاوت»، موجب محبوبیت آنان در نزد دیگران و سبب آراستگی خُلق و خوی آنان خواهد شد; امیر مؤمنان(علیه السلام) در این راستا می فرماید:

«السَّخاءُ یَکْسِبُ الْمَحَبَّةَ وَیُزَیِّنُ اْلأَخْلاقَ».(51)

«بخشندگی، درستی می آورد و خلق خوی را می آراید.»

لازم به یادآوری است، اگرچه سخیّ بودن در وطن همچون سخاوت در سفر، عملی پسندیده به شمار می آید، لیکن بی تردید بروز این خصلت در سفر (که غالباً با مشکلات همراه است) امری پسندیده خواهد بود. این جا است که می بینیم پیشوایان معصوم(علیهم السلام) سخاوت در سفر را از نشانه های مروت و جوانمردی دانسته اند. امام صادق(علیه السلام) می فرماید:

«إِنَّ مِنَ الْمُرُوءَةِ فِی السَّفَرِ کَثْرَةَ الزَّادِ وَ طِیبَهُ وَ بَذْلَهُ لِمَنْ کَانَ مَعَکَ».(52)

«از نشانه های جوانمردی در سفر، توشه فراوان و مطبوع برداشتن و بذل و بخشش آن به همسفران است.»

از پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) نیز این گونه نقل شده است که:

«مِنْ شَرَفِ الرَّجُلِ أَنْ یُطَیِّبَ زَادَهُ إِذَا خَرَجَ فِی سَفَر».(53)

«از شرافت مرد آن است که چون به سفر رود، توشه خوب و پاکیزه بردارد.»

در بخشی از سروده بلند «ابن اعثم (= ابن اعسم) کوفی» آمده است:

مِن شَرِفِ الإِنسانِ فِی الأَسفار *** تَطیبه الزّاد مَعَ الأکثار

وَلْیَدعُ عِنْدَ الْوَضْعِ لِلخوان *** مَْن کانَ حاضِراً مِنَ الإخوان(54

«از شرافت مرد در سفر این است که توشه مطبوع و فراوان بردارد، چون آن را بر سفر می نهد، برادرانی را که حضور دارند دعوت کند.»


اگرچه سخیّ بودن در وطن همچون سخاوت در سفر، عملی پسندیده به شمار می آید، لیکن بی تردید بروز این خصلت در سفر (که غالباً با مشکلات همراه است) امری پسندیده خواهد بود. این جا است که می بینیم پیشوایان معصوم(علیهم السلام)سخاوت در سفر را از نشانه های مروت و جوانمردی دانسته اند

سخاوت و بخشندگی، از توصیه های مهمّ اخلاقی پیامبر(صلی الله علیه وآله) و امامان معصوم(علیهم السلام)به سالکان سفر عظیم حج و عمره است، به طوری که عمل ناپسند «اسراف» و ریخت و پاش ـ که در سایر موارد زندگی امری نامشروع و از گناهان کبیره شمرده شده ـ در سفر الهی «حج» و «عمره» مورد ترغیب قرار گرفته و عملی شایسته دانسته شده است (البته در حدّ معقول و مشروع و امکانات. گو این که افراد در طول این سفر مهمّ می بایست دارای طبعی بلند بوده و از خصلت زشت امساک و گدامنشی دوری جویند.


پیامبر اعظم(صلی الله علیه وآله) می فرماید:

«مَا مِنْ نَفَقَة أَحَبَّ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ نَفَقَةِ قَصْد وَ یُبْغِضُ الْإِسْرَافَ إِلَّا فِی الْحَجِّ وَ الْعُمْرَةِ فَرَحِمَ اللَّهُ مُؤْمِناً اکْتَسَبَ طَیِّباً وَ أَنْفَقَ مِنْ قَصْد أَوْ قَدَّمَ فَضْلاً».(55)

«پسندیده ترین نوع خرج کردن نزد خداوند، اقتصاد و میانه روی است و خدا از اسرافکاری بیزار است، مگر در حج و عمره. خدا بیامرزد بنده ای را که مال حلال و پاکیزه کسب کند و با رعایت اعتدال خرج کند و یا به دیگران بذل نماید.»


در اوصاف امام چهارم(صلی الله علیه وآله) آورده اند:

«وَ کَانَ یَقُولُ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ لِقَهْرَمَانِهِ إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَشْتَرِیَ لِی حَوَائِجَ الْحَجِّ، اِشْتَرِ وَ لاَ تُمَاکِسْ».(56)

«سید الساجدین(علیه السلام) به مسؤول تدارکات خود توصیه می فرمود که هرگاه می خواهد لوازم و مایحتاج حج را خریداری کند، در خریدن خشکی نکند.»


و نیز در احوالات آن حضرت آورده اند:

«هرگاه به قصد حجّ و عمره عازم مکه می شدند، از بهترین خوردنی ها چون بادام، شیرینی، قاووت ترش و شیرین همراه می بردند.»(57)

البته، سفر زیارت امام حسین(علیه السلام) از این مورد مستثنی است.(58)


پی نوشت ها

    27. شوری : 25 و فاطر : 82


28 . بقره : 222

29 . مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج6، ص21، چاپ دوم، 1403ق. مؤسسة الوفاء، بیروت، لبنان.

30 . همان، ص28

31 . همان، ج74، ص208

32 . محمدی ری شهری، محمد، منتخب میزان الحکمة، ج1، ص172، ش999 (ترجمه حمیدرضا شیخی)، چاپ سوم، 1383، سازمان چاپ و نشر دارالحدیث، قم.

33. رهبر، محمدتقی، همراه با زائران خانه خدا، صص38 و 39 (مستدرک الوسایل، ج8 ، ص15)، چاپ دوم، بهار 1375، نشر مشعر، تهران.

34 . متن این خطبه در کتاب «حج الأنبیاء والأئمّة(علیهم السلام)، حیدر خزرجی، صص229 ـ 221 (چاپ اول، محرم 1416ق. نشر مشعر، تهران) ; از منابع مختلف حدیثی شیعی و سنّی نقل گردیده است.

35 . همان، ص223

36 . محمدی ری شهری، محمد، الحجّ والعمرة فی الکتاب والسنّة، صص234 و 235، چاپ چهارم، 1384ق. دارالحدیث للطّباعة والنشر، قم.

37. حرّ عاملی، محمّد بن الحسن، وسایل الشیعه، ج8 (دوره 20 جلدی)، صص510 ـ 503 (چاپ دوم، 1386ق. مکتبة الإسلامیة، تهران)، باب 104 «باب استحباب حسن الخلق مع الناس» ; در خلال این صفحات، تعداد 32 روایت در جهت فضیلت «حسن خلق» ذکر گردید.

38 . محمدی ری شهری، محمد، منتخب میزان الحکمة ج1، ص330، ش1932 (ترجمه حمیدرضا شیخی)، چاپ سوم، 1383، سازمان چاپ و نشر دارالحدیث، قم.

39 . همان، ش1933

40 . همان، ش1937

41. همان، ش1935

41 . حرّ عاملی، محمد بن الحسن، وسایل الشیعه، ج8 ، ص512، چاپ دوم، 1386ق. مکتبة الإسلامیة، تهران.

42 . در کتاب «اخلاق و آداب در حج و زیارت»، تألیف محمدتقی رهبر، به نقل از مکارم الأخلاق ص288 آمده: «در یکی از سفرهایی که به حج می رفتند، فرمودند: «من کان...».

43. رهبر، محمدتقی، همراه با زائران خانه خدا، ص29 (مستدرک سفینة البحار، ماده «سفر»، ص58)، چاپ دوم، بهار 1375، نشر مشعر، تهران.

44 . بقره : 197

45. جهت آشنایی بیشتر با تفسیر واژه های مذکور در این آیه، به دو روایت منقول از امام صادق(علیه السلام)در کتاب «الحج والعمرة فی الکتاب والسنّة»، ص234، تألیف محمدی ری شهری، محمد (چاپ چهارم 1384ق. دارالحدیث للطّباعة والنّشر، قم) مراجعه شود.

46 . رهبر، محمدتقی، اخلاق و آداب در حجّ و زیارت، ص15 (احیاء العلوم، ج1، ص246) ; چاپ اول، پاییز 1377، نشر مشعر

47 . محمدی ری شهری، محمد، الحجّ فی الکتاب والسنة، ص229، چاپ چهارم، 1384ق. دارالحدیث للطّباعة والنشر، قم.

48 . محمدی ری شهری، محمد، منتخب میزان الحکمة، ج1، ص330، ش1944، ترجمه حمیدرضا شیخی، چاپ سوم، 1383، سازمان چاپ و نشر دارالحدیث، قم.


49 . حرّ عاملی، محمد بن الحسن، وسایل الشیعه، ج8 ، ص302، چاپ دوم، 1386ق. مکتبة الإسلامیة، تهران.

50. احمدی ری شهری، محمد، منتخب میزان الحکمة، ج1، ص484، ش2941، ترجمه حمیدرضا شیخی، چاپ سوم، 1383، سازمان چاپ و انتشارات دارالحدیث، قم.

51 . همان، ش2948

52 . همان، ش2947

53. حرّ عاملی، محمد بن الحسن، وسایل الشیعه، ج8 ، ص310، چاپ دوم، 1386ق. مکتبة الإسلامیة، تهران.

54.همان.

6 . قمی، شیخ عباس، سفینة البحار، ج2، صص657 و 658، ماده «سفر»، تحقیق مجمع البحوث الإسلامیة، با اشراف علی اکبر الهی خراسانی، چاپ اول، 1416ق. بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی، مشهد.

55 . حرّ عاملی، محمد بن الحسن، وسایل الشیعه، ج8 ، ص305، چاپ دوم، 1386ق. مکتبة الإسلامیة تهران.

56 . رهبر، محمدتقی، اخلاق و آداب در حج و زیارت، صص106 و 107 (مکارم الأخلاق. ص305)، چاپ اول، پاییز 1377، نشر مشعر، تهران.

57 . حرّ عاملی، محمد بن الحسن، وسایل الشیعه، ج8 ، ص310، چاپ دوم، 1386ق. مکتبة الإسلامیة، تهران.


58. همان، ص305