بر آستانِ پیامبر مهربانی‌ها

فرخنده میلاد با سعادت پیامبر اعظم اسلام حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله و فرا رسیدن هفته وحدت بر امت بزرگ اسلامی مبارک باد. امیدواریم که این ایام سرور بر همه مسلمانان با سلامتی و سعادت همراه شود.
http://img1.tebyan.net/big/1392/10/2385142146115725066215136391523917312624.jpg

وجود مبارک رسول خدا صلی الله علیه و آله همانند قرآن کریم محور اتحاد امت اسلامی بوده و از همین رو بایسته است که همه مسلمانان به هر اندازه که می‌توانند در تجلیل و احترام به ساحت مقدس ایشان تلاش و کوشش نمایند. ما هم در اینجا چند مطلب درباره حضرتشان به رسم یادآوری و اظهار ارادت عرض می ‌نماییم.

 
تجلّی نور حقّ

جناب «عبدالله بن عبدالمطلب» پدر گرامی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله هستند که بنا بر قول ابن اسحاق و ابن أثیر پیش از به دنیا آمدن ایشان از دنیا رفتند (1) - نظری که در میان ما هم معروفتر است- و بنا بر قول یعقوبی که آن را از امام صادق علیه السلام روایت کرده پس از دوماهگی حضرت از دنیا رفته‌اند.(2) شیخ کلینی هم در کافی بدون اینکه مطلب را به صورت روایت گزارش نماید می‌فرماید: پیامبر صلی الله علیه و آله در دوماهگی پدر خود را از دست داد.(3) قول سوم از جناب ذهبی مورخ برجسته اهل سنت است که سن حضرت را بیست و هشت ماه ذکر کرده است.(4) در هر حال، سن جناب عبدالله در هنگام وفات، بیست و پنج یا بیست و هشت سال بوده است.(5)

در دوران نوزادی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله برای شیرخواری از دو بانو استفاده کردند: «ثویبة» کنیز ابولهب که پیش از پیامبر صلی الله علیه و آله به حضرت حمزة سیدالشهدا - عموی بزرگوار پیامبر صلی الله علیه و آله - هم شیر داده است.(6) از همین رو پیامبر صلی الله علیه و آله با عمویشان جناب حمزه، برادر رضاعی هم بودند که در روایات هم اشاره شده است.(7) (از نظر سن،حضرت حمزه چهار سال از پیامبر صلی الله علیه و آله بزرگتر بودند.(8))

علامه ابن عبدالبر- متوفی462- از اکابر علمای اهل سنت در الاستیعاب نقل می‌فرماید که:

«پیامبر همواره ثویبه را گرامی می‌داشت و او حتی پس از ازدواج پیامبر با خدیجه به دیدن ایشان می‌آمد و مورد احترام خدیجه هم بود. ابولهب پس از هجرت پیامبر او را آزاد کرد و پیامبر همواره از مدینه- به مکه- برای او لباس و هدیه ارسال می‌فرمود تا اینکه او پس از جنگ خیبر از دنیا رفت.»(9)
جالب است که اسلام آوردن این بانو هم در تاریخ روشن نیست- هرچند طبرسی در اعلام الوری مدعی آن است (10) - اما پیامبر صلی الله علیه و آله از احترام و قدردانی از مادر رضاعی خود کوتاهی نمی‌کردند.

بانوی دوم «حلیمة» از قبیله بنی سعد است است. دختر عبدالله بن حارث و همسر حارث بن عبداعزی بن رفاعة. پیامبر صلی الله علیه و آله در حدود چهار سال نزد این بانو در میان قبیله بنی سعد اقامت داشتند و دوسال از ایشان شیر خوردند. حضرت برای حلیمه و قبیله او برکات فراوانی داشتند که در تاریخ گزارش شده است.(11) او پیامبر صلی الله علیه و آله را در پنج سالگی به مادر باز گرداند.(12)

حضرت آمنة مادر بزرگوار پیامبر صلی الله علیه و آله نیز در سفری که ایشان را برای دیدن دائی‌هایشان به مدینه برده بود بیمار شده و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در شش سالگی مادر خود را هم از دست دادند.(13)

 
پیامبر مهربانی، اینگونه بود

درباره اخلاق فردی و اجتماعی آن بزرگوار سخن بسیار است. جناب شیخ صدوق- عالم برجسته امامیه در قرن چهارم- در کتاب شریف معانی الاخبار بابی را اختصاص به ویزگی‌های پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله داده است و در آنجا به چند سند از امام حسن مجتبی علیه السلام مطالبی را در توصیف پیامبر صلی الله علیه و آله نقل می‌کند که ایشان از دایی خود « هند بن ابی هاله» که در توصیف پیامبر صلی الله علیه و آله معروف بوده روایت کرده اند. این آقای هند فرزند ابوهاله اولین همسر امّ المۆمنین خدیجه کبری علیهاالسلام است. او در جنگ بدر و به قولی احد حاضر بوده و سرانجام هم در رکاب امیرالمۆمنین علیه السلام در روز جمل به شهادت رسید.(14)

در ادامه امام حسن علیه السلام از امام حسین علیه السلام و ایشان از پدربزرگوارشان امیرالمۆمنین علیه السلام به توصیف حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله ادامه داده‌اند که به نقل چند جمله از این گزارش تاریخی درباره سیره اخلاقی پیامبر صلی الله علیه و آله اکتفا می‌نماییم. در بخشى از این گزارش (15) آمده است:

http://img1.tebyan.net/big/1390/08/68180159914287208164823111618815910871107.jpg

« پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله كلام خویش را در خزانه قلب خود حفظ مى‏نمود و جز مواردى كه خود به آن عنایت داشت یا گفتنش ضرورى بوده و مى‏بایست مردم متوجه آن باشند، لب به سخن نمى‏گشود، با مردم خوگرفته و مونس مى‏گردید و چنان جاذبه‏اش قوى بود كه هیچ كس را از خود دور نمى‏ساخت (میان مردم ایجاد دوستى كرده و از تفرقه پرهیز داشت) بزرگ هر طایفه را احترام و اكرام مى‏فرمود، و او را فرمانرواى ایشان قرار مى‏داد، با مردم با احتیاط و پرهیز برخورد مى‏كرد بدون آنكه خوش رفتارى و گشوده‏رویى خویش را از كسى دریغ دارد، اگر مدّتى یارانش را نمى‏دید از احوالشان جویا شده و دلجوئى مى‏كرد، و از اینكه در میان مردم چه مى‏گذرد و وقایع روزمرّه چیست، سۆال مى‏فرمود. كار نیك را تحسین و تقویت و كار زشت را نكوهش و پست و بى‏مقدار مى‏كرد، در همه امور میانه‏رو بوده و هرگز تندروى نمى‏كرد، از خدا غافل نبود، تا مبادا مردم نیز غفلت ورزند، یا دلسرد و از حقّ رویگردان شوند.

رفتار پیامبر صلی الله علیه و آله با همنشینانش چنین بود كه دائما خوشرو و خندان و سهل الخلق و ملایم بود، هرگز خشن و سنگدل و پرخاشگر و بدزبان و عیبجو و مدیحه‏گر نبود، هیچكس از او مایوس نمى‏شد، و هر كس به در خانه او مى‏آمد نومید بازنمى‏گشت: سه چیز را از خود رها كرده بود: مجادله در سخن، پرگویى، و دخالت در كارى كه به او مربوط نبود رها كرده بود. كسى را مذمت نمى‏كرد، و سرزنش نمى‏فرمود، و از لغزشها و عیوب پنهانى مردم جستجو نمى‏كرد. هرگز سخن نمى‏گفت مگر در مورد امورى كه ثواب الهى را امید داشت، در موقع سخن گفتن به قدرى نافذ الكلمة بود كه همه سكوت اختیار مى‏كردند و تكان نمى‏خوردند، و به هنگامى كه ساكت مى‏شد آنها به سخن درمى‏آمدند، اما نزد او هرگز نزاع و مجادله نمى‏كردند ... هر گاه فرد غریب و ناآگاهى با خشونت سخن مى‏گفت و درخواستى مى‏كرد تحمل مى‏نمود، و به یارانش مى‏فرمود: هر گاه كسى را دیدید كه حاجتى دارد به او عطا كنید، و هرگز كلام كسى را قطع نمى‏ كرد تا سخنش پایان گیرد ... ».
اینها همه تاریخ اسلام است و در گزارشات پراکنده اصحاب موجود است. امتیاز این نقل در جامعیت آنست.

 
پیامبر رحمت، اینچنین گفت

اما در فرمایشات پیامبر صلی الله علیه و آله هم تأکید روی رعایت اخلاق زیاد است که در اینجا به چند روایت اشاره مى‏كنیم:

در حدیثى آمده است كه پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:

«انما بعثت لاتمم مكارم الاخلاق» (16) ؛ من براى این مبعوث شده‏ام كه فضائل اخلاقى را تكمیل كنم.

و در حدیث دیگرى از آن حضرت آمده است:

« ان صاحب الخلق الحسن له مثل أجر الصائم القائم » (17) ؛ آدم خوش اخلاق با حسن خلق خود به درجه كسى مى‏رسد كه شبها به عبادت مى‏ایستد، و روزها روزه‏دار است.

و باز از همان حضرت آمده است كه فرمود:

« ما یوضع فی میزان امرء یوم القیامة افضل من حسن الخلق » (18) ؛ چیزى در میزان عمل در روز قیامت سنگین‏تر از خلق خوب نیست.

امیدواریم که این مختصر برای خوانندگان محترم مفید باشد.

 

پی نوشت:

1) السیرة النبویة1/134- الکامل فی التاریخ1/548.

2) تاریخ یعقوبی2/10.

3) الکافی1/439.

4) سیر اعلام النبلاء1/42.

5) الکامل، پیشین.

6) الاستیعاب1/24- انساب الاشراف1/94 او پس از پیامبر به ابوسلمة- همسر قبلی أم المۆمنین ام سلمة هم شیر داده است.

7) من لایحضره الفقیه3/260 از شیخ صدوق.

8) اعلام الوری/6 و کشف الغمة1/15.

9) الاستیعاب1/24.

10) اعلام الوری/6.

11) السیرة النبویة1/137ابن اسحاق.

12) آیتی، محمد ابراهیم، تاریخ پیامبر اسلام/56.

13) السیرة النبویة1/141.

14) تاریخ پیامبر اسلام/56-به توصیف هند در کتاب اسدالغابة5/72 و1/24 که از منابع خوب اهل سنت است، هم مراجعه و با نقل مذکور مقایسه شود.

15) معانی الاخبار/باب32.

16) بحارالانوار67/372.

17) اصول کافی2/100.

18) همان2/99.

 ثواب افطاری دادن از نظر رسول خدا(ص)

در یکی از روزهای آخر ماه شعبان و در آستانه ماه رمضان پیامبر خدا خطبه مهمی خواندند و در آن خطبه که به شعبانیه معروف است مباحث و مسائل مهمی را مطرح فرمودند.

به گزارش سرویس دین و اندیشه خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، رسول گرامی اسلام در خطبه غراء شعبانیه درباره یکی از سنت‌های زیبا در ماه رمضان سخن گفته و بر عمل به آن حتی به اندازه یک خرما یا جرعه شربت آبی سفارش جدی می‌کنند.

این سنت حسنه و زیبا که در ماه رمضان نمود و نماد دارد، سنت "افطاری دادن" است که متاسفانه گاهی به سبب تجمل گرایی و ریخت و پاش‌های بیهوده این سنت نیکو و پسندیده مورد غفلت واقع می‌شود.

رسول خدا(ص) در خطبه شعبانیه درباره زنده نگه داشتن افطاری دادن چنین می‌فرمایند: "بدانید که خداوند به عزت خود قسم یاد کرده است که نمازگزاران و سجده کننده‌گان را عذاب نکند.

ای مردم! هر کسی از شما روزه‌دار مؤمنی را افطار دهد، چنان است که گویا بنده‌ای را آزاد کرده، و خداوند از لغزش‌های گذشته‌اش می‌گذرد.

یکی عرض کرد! ای رسول خدا، همه ما قدرت افطاری دادن و سیرکردن شکم افراد را نداریم.

پیامبر خدا فرمود: با پاره‌ی خرما و مقداری آب، آتش را از خود دور کنید.

ای مردم! اگر کسی در این ماه اخلاق خودش را نیکو و اصلاح کند، جواز عبور از پل صراط برای او خواهد بود.

و آن کسی که در این ماه بر زیردستان خود آسان گرفته و سخت گیری نکند، خداوند حساب را بر او آسان می‌گیرد".

اوصاف و پاداش روزهای ماه مبارک رمضان از زبان پیامبر(ص)

عَنْ سَعِیدِ بْنِ جُبَیْرٍ قَالَ سَأَلْتُ ابْنَ عَبَّاسٍ مَا لِمَنْ صَامَ رَمَضَانَ وَ عَرَفَ حَقَّهُ قَالَ تَهَیَّأْ یَا ابْنَ جُبَیْرٍ حَتَّى أُحَدِّثَکَ بِمَا لَمْ تَسْمَعْ أُذُنَاکَ وَ لَمْ یَمُرَّ عَلَى قَلْبِکَ فَرِّغْ نَفْسَکَ لِمَا سَأَلْتَنِی عَنْهُ فَمَا أَرَدْتَهُ إِلَّا عِلْمَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ قَالَ سَعِیدُ بْنُ جُبَیْرٍ فَخَرَجْتُ مِنْ عِنْدِهِ فَتَهَیَّأْتُ لَهُ مِنَ الْغَدِ فَبَکَّرْتُ إِلَیْهِ مِنْ طُلُوعِ الْفَجْرِ فَصَلَّیْتُ الْفَجْرَ ثُمَّ ذَکَرَ الْحَدِیثَ فَحَوَّلَ وَجْهَهُ إِلَیَّ فَقَالَ اسْمَعْ مِنِّی مَا أَقُولُ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص یَقُولُ لَوْ عَلِمْتُمْ مَا لَکُمْ فِی رَمَضَانَ لَزِدْتُمْ لِلَّهِ شُکْراً .... ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص: 72
.. سعید بن جبیر گوید: از ابن عبّاس پرسیدم: آن کس که ماه رمضان را روزه بدارد و حقّ آن را بشناسد چه چیزى از آن اوست؟ ابن عبّاس گفت: ابن جبیر، خویش را آماده دار تا تو را سخنى باز گویم که گوش‏هایت آن را نشنیده‏اند و بر دلت خطور نکرده است و خویشتن را بر آنچه از من پرسیدى فارغ و آسوده بدار که آنچه جویا شدى، دانش نخستین و پایانى است. سعید گوید: از نزد او برون شدم و فردا از سپیده دمان خویش را آماده نمودم و به سوى او راهى شدم و نماز صبح را گزاردم و سخن [دیروز] را یادآورى نمودم. ابن عبّاس به من رو نمود و گفت: به آنچه مى‏گویم گوش بسپار. از پیامبر خدا صلّى اللَّه علیه و آله شنیدم که مى‏فرمود: اگر مى‏دانستید که در ماه رمضان چه از آن شما مى‏شود، بر سپاس‏گزارى خداوند مى‏افزودید. چون شب نخستین آن ماه فرا رسد، خداوند همه گناهان آشکار و نهان امّت من را ببخشاید و دو هزار هزار درجه شما را بر فراز برد و پنجاه شهر براى شما بنا نهد؛ در روز دوم خداوند براى هر گامى که در آن روز مى‏نهید، عبادت یک سال و پاداش یک پیامبر و روزه‏دارى یک سال را براى شما بنویسد؛ در روز سوم به تعداد هر تار موى بدنتان عمارتى گنبدى از مروارید سپید در فردوس به شما ارزانى کند که دوازده هزار اتاق فروغین بر فرازش و دوازده هزار اتاق [فروغین‏] در فرودش است که در هر اتاق هزار تخت و بر هر تختى حوریه‏اى است و روزانه هزار فرشته که هر فرشته‏اى هدیه‏اى به همراه دارد به نزد شما در آیند، در روز چهارم خداوند شما را هفتاد هزار کاخ در بهشت جاوید ارزانى فرماید که در هر کاخى هفتاد هزار اتاق است و در هر اتاق پنجاه هزار تخت و بر هر تختى حوریه‏اى است و هر حوریه‏اى را هزار دختر خدمتگزار خردسال است و روبند یکى از آنان برتر از دنیا و آنچه در آن است مى‏باشد؛ در روز پنجم خداوند شما را در جنّة المأوى (نام بهشتى است) هزار شهر و در هر شهرى هفتاد هزار خانه و در هر خانه‏اى هفتاد هزار خوان و بر هر خوانى هفتاد هزار کاسه و در هر کاسه‏اى شصت هزار گونه رنگ از خوراک ارزانى فرماید که یکى بر دیگرى شبیه نیست؛ در روز ششم خداوند صد هزار شهر در دار السّلام (نام بهشتى است) ارزانى فرماید که هر شهرى را صد هزار خانه است و هر خانه‏اى را صد هزار اتاق است و هر اتاقى را صد هزار تخت زرّین است که درازاى هر کدام هزار ذراع است و بر هر تختى همسرى از حوریان است که او را سى هزار زلف بر رو افتاده و با مروارید و یاقوت بافته باشد که هر زلف را صد کنیز بر دوش برند؛ در روز هفتم خداوند شما را پاداش چهل هزار شهید و چهل هزار راست گفتار در جنّة النّعیم (نام بهشتى است) ارزانى فرماید، در روز هشتم خداوند شما را مانند کردار شصت هزار عبادت‏پیشه و شصت هزار پارسا ارزانى فرماید؛ در روز نهم خداوند آنچه را که بر هزار دانشمند و هزار معتکف و هزار جنگاور مرزبان دهد به شما نیز ارزانى فرماید؛ در روز دهم خداوند شما را هفتاد هزار خواسته برآورده شده ارزانى فرماید و آفتاب و ماه و ستارگان و چهارپایان و پرندگان و درندگان و هر سنگ و گلى و هر خشک و ترى و ماهى‏هاى دریاها و برگ‏هاى درختان براى شما آمرزش خواهند؛ در روز یازدهم خداوند شما را پاداش چهار حج و چهار عمره دهد که هر حجى همراه پیامبرى از پیامبران و هر عمره‏اى همراه راست‏گفتارى و یا شهیدى باشد؛ در روز دوازدهم خداوند گناهان شما را به حسنات تبدیل کند و حسنات شما را دو چندان فرماید و بر هر حسنه شما هزار هزار حسنه نویسد، در روز سیزدهم خداوند شما را عبادتى همانند عبادت اهل مکّه و مدینه نویسد و به تعداد هر سنگ و گلى میان مکه و مدینه شفاعتى به شما ارزانى فرماید،  در روز چهاردهم گویا که حضرت آدم و نوح علیهما السّلام و پس از آن دو، حضرت ابراهیم و موسى علیهما السّلام و پس از آن دو، حضرت داود و سلیمان علیهما السّلام را دیدار نموده‏اید و گویا که همراه هر پیامبرى دویست سال خداوند را عبادت کرده‏اید، در روز پانزدهم خداوند همه نیازهاى دنیا و آخرت شما را برآورده کند و آنچه را که به حضرت ایّوب علیه السّلام عطا نموده، به شما نیز ارزانى فرماید و خواسته شما را برآورده سازد و حمل‏کنندگان عرش الهى براى شما آمرزش خواهند و خداوند در روز رستاخیز شما را چهل نور دهد که ده نور در سمت راست و ده نور در سمت چپ و ده نور در پیش‏رو و ده نور در پشت سر شما باشد، در روز شانزدهم آن هنگام که از گور برون مى‏آیید، خدا شما را شصت جامه دهد که بپوشید و شترى دهد که بر آن سوار شوید و ابرى فرستد که در گرماى آن روز بر شما سایه افکند، چون روز هفدهم فرا رسد، خداى گرامى و بزرگ فرماید: به راستى، من آنان و پدرانشان را بخشیدم و دشوارى‏هاى روز رستاخیز را از آنان برداشتم؛ چون روز هیجدهم فرا رسد، خداى پاک و منزّه جبرائیل و میکائیل و اسرافیل و حمل‏کنندگان عرش الهى و کرسى و کرّوبیان را فرماید که تا سال آینده براى امّت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله آمرزش خواهید، و خداوند در روز رستاخیز پاداش جنگاوران در بدر را به شما ارزانى فرماید؛ چون روز نوزدهم فرا رسد، فرشته‏اى در آسمان و زمین باقى نماند جز آنکه براى زیارت گورهاى شما هر روز از پروردگارتان اجازه گیرند و به همراه هر فرشته‏اى هدیه و نوشیدنى‏اى است؛ آن هنگام که بیست روز را به پایان برید، خداوند هفتاد هزار فرشته را به سوى شما راهى کند تا شما را از هر شیطان رانده‏شده‏اى نگاه دارند و براى هر روزى که روزه گرفته‏اید روزه صد سال را براى شما نویسند و میان شما و دوزخ گودالى نهد و شما را پاداش آن کس دهد که تورات و انجیل و زبور و فرقان را تلاوت نموده است و به تعداد هر پرى که بر جبرئیل علیه السّلام است عبادت یک سال را براى شما نویسد و پاداش تسبیح عرش و کرسى را به شما دهد و به تعداد هر آیه‏اى از قرآن هزار حوریه را به همسرى شما درآورد؛ در روز بیست و یکم خداوند گور شما را هزار فرسخ فراخ گرداند و تاریکى و وحشت گور را از شما برگیرد و گورهایتان را همانند گورهاى شهیدان سازد و رخسارتان را همچون یوسف بن یعقوب علیهما السّلام گرداند؛ روز بیست و دوم خداوند فرشته مرگ را آن گونه به سوى شما برانگیزد که به سوى پیامبران بر مى‏انگیزد و هراس نکیر و منکر را از شما برگیرد و اندوه دنیا و عذاب واپسین سراى را از شما دور سازد،  روز بیست و سوم شما همراه پیامبران و راست‏پیشگان و شهیدان و درستکاران از پل صراط بگذرید و گویا که همه یتیمان امّتم را سیر کرده و همه برهنگان را پوشانیده‏اید، روز بیست و چهارم از دنیا برون نمى‏آیید تا هر یک از شما جایگاهش را در بهشت بنگرد و شما را پاداش هزار بیمار و هزار غریب که براى فرمانبرى از خدا از وطن خویش در آمده‏اند و پاداش آزاد نمودن هزار بنده از نسل حضرت اسماعیل علیه السّلام دهد، روز بیست و پنجم خداوند براى شما در زیر عرش هزار عمارت گنبدى سبز بنا نهد که بر فراز هر عمارت گنبدى خیمه‏اى از نور باشد. خداى پاک و منزّه فرماید: اى امّت احمد! من پروردگار شمایم و شما بندگان و کنیزانم هستید. در سایه‏سار عرش من در این عمارت‏هاى گنبدى سایه گیرید و بخورید و بیاشامید، گوارایتان باد! هیچ بیمى بر شما نیست و اندوهناک نخواهید شد. اى امّت محمّد! به بزرگى و شکوهم سوگند که شما را راهى بهشت کنم آن گونه که آفریدگان نخستین و پسین به شگفت آیند و همانا بر هرکدام از شما هزار تاج فروغین نهم و هر کدام از شما را بر شترى که از نور آفریده شده سوار کنم که افسارش از نور است و در آن افسار هزار حلقه زرّین است و بر هر حلقه‏اى فرشته‏اى از فرشتگان گماشته شده که بر دست هر فرشته‏اى میله‏اى فروغین است تا آن هنگام که بدون حساب به بهشت در آیید، چون روز بیست و ششم فرا رسد، خداوند رحمتگرانه بر شما نگرد و همه گناهانتان را ببخشاید جز ریختن خون و دست درازى به دارایى‏هاى دیگران، و هر روز هفتاد بار خانه‏هایتان را از غیبت و دروغ و تهمت پاک سازد، چون روز بیست و هفتم فرا رسد، گویا که هر مرد و زن مؤمنى را یارى رسانده و هفتاد هزار برهنه را پوشانده و هزار جنگاور مرزبان را خدمت گزارده‏اید و گویا که هر کتابى را که خداوند بر پیامبران فرو فرستاده تلاوت نموده‏اید، روز بیست و هشتم خداوند براى شما در بهشت جاودان صد هزار شهر فروغین نهد و شما را در «جنّة المأوى» صد هزار کاخ سیمین و در «جنّة النّعیم» صد هزار خانه از عنبر اشهب (نوعى عنبر ناب) و در «جنّة الفردوس» صد هزار شهر که در هر شهرى هزار اتاق باشد و در «جنّة الخلد» صد هزار منبر مشکین که در درون هر منبرى هزار اتاق زعفرانى و در هر اتاقى هزار تخت از مروارید و یاقوت و بر هر تختى همسرى حور العین باشد ارزانى فرماید؛ چون روز بیست و نهم فرا رسد، خداوند شما را هزار هزار محلّه دهد که درون هر محلّه عمارت گنبدى سپیدى و در هر عمارت گنبدى تختى از کافور سپید و بر هر تختى هزار بستر از سندس سبز و بر هر بسترى حوریه‏اى است که هفتاد هزار لباس بر تن دارد و بر سرش هشتاد هزار زلف بر رو افتاده و هر زلفى آراسته به مروارید و یاقوت است ارزانى فرماید؛  پس آنگاه که سى روز به پایان رسد خداوند براى شما بر هر روزى که سپرى نموده‏اید پاداش هزار شهید و هزار راست گفتار و پنجاه سال عبادت نویسد و براى هر روز روزه‏دارى دو هزار روز نویسد و به تعداد آنچه رود نیل رویانیده درجات شما را بر فراز برد و بى‏گناهى از دوزخ و گذرنامه بر پل صراط و امان‏نامه از عذاب را براى شما نویسد و بهشت را درى است که «ریّان» نامیده مى‏شود و تا روز رستاخیز گشوده نمى‏شود و پس آنگاه بر مردان و زنان روزه‏دارى که از امّت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله هستند گشوده شود، سپس «رضوان»، گنجینه‏دار بهشت، ندا برآورد:
اى امّت محمّد! به سوى در «ریّان» شتاب گیرید و امّت من از آن در به بهشت در آیند؛ پس هر که در ماه رمضان بخشیده نشود، پس در کدامین ماه بخشوده گردد.

دعاى پیامبر(ص) هنگام رویت هلال رمضان

دعاى پیامبر(ص) هنگام رویت هلال رمضان

مرحوم صدوق در کتاب من لا یحضره الفقیه آورده :« و کان رسول الله صلى الله علیه و آله اذا اهل هلال شهر رمضان استقبل القبله و رفع یدیه و قال: «اللهم اهله علینا بالامن و الایمان،و السلامه و الاسلام، و العافیه المجلله و الرزق الواسع، و دفع الاسقام، اللهم ارزقنا صیامه و قیامه و تلاوه القرآن فیه، و سلمه لنا، و تسلمه منا و سلمنا فیه‏» (1)

رسول خدا(صلى الله علیه و آل) هنگامى که رویت هلال رمضان مى‏فرمود، رو به قبله مى‏نمود و دستهاى مبارکش را بلند مى‏کرد و مى‏گفت: پروردگارا این ماه را بر ما نو گردان به امن و امان، و سلامتى و اسلام، و تندرستى شایان تشکر، و روزى فراخ، و بر طرف ساختن دردها و ناملایمات، بار پروردگارا روزى کن ما را روزه و قیام براى عبادت، و تلاوت قرآن در این ماه، و او را براى ما سالم و تمام گردان، و او را از ما سالم بدار، و ما را در این ماه سالم و تندرست فرما.

دعاى امام على(علیه السلام) هنگام رویت هلال رمضان

امیر المومنین (علیه السلام) مى‏فرماید: آنگاه که دیدى هلال (ماه رمضان) را فلا تبرح، خشم نگیر و عصبانى نشو، و «قل: اللهم انى اسالک خیر هذا الشهر، و فتحه و نوره، و نصره، و برکته، و طهوره، و رزقه، و اسئلک خیر ما فیه و خیر ما بعده، و اعوذ بک من شر ما فیه و ما بعده، اللهم ادخله علینا بالامن و الایمان، و السلامه و الاسلام، و البرکه و التقوى، و التوفیق لما تحب و ترضى‏» (1) و بگو بار پروردگارا خیر و خوبى در این ماه را از تو مى‏خواهم و همچنین فتح و پیروزى (بر شیطان) و نورانیت، و یارى (بر روزه‏دارى) و برکت و طهارت، و روزى این ماه را از تو مى‏طلبم، و از تو خیر آنچه در این ماه هست و بعد از ماه مسئلت مى‏نمایم، و به تو پناه مى‏آورم از شر و بدى آنچه در این ماه مى‏باشد، و آنچه بعد از آن است، بار پروردگارا این ماه را با امن و امان و ایمان به تو و سلامت نفس و نعمت اسلام، و برکت و تقوى و توفیق یافتن به آنچه تو دوست مى‏دارى و راضى مى‏گردى بر ما وارد گردان (که همه اوصاف شایسته را در این ماه داشته باشیم).(2)

دعاى امام سجاد(علیه السلام) هنگام حلول ماه رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم سپاس خدائى را سزاست، که ما را براى سپاسگزارى خود راهنمائى نمود، و از سپاسگزاران قرار داد، تا براى احسان و نیکیش از شکرگزاران باشیم، و ما را بر آن سپاسگزارى پاداش نیکوکاران دهد، و سپاس خدائى را سزاست که دین خود را به ما عطا نمود، و ما را جزو ملت‏خویش(اسلام) اختصاص داد، و در راههاى احسان و نیکیش رهنمون کرد،تا به وسیله نعمتش در آن راهها رفته و به سوى رضا و خوشنودیش دست‏یابیم، سپاسى که آن را از ما بپذیرد، و به وسیله آن از ما خوشنود گردد.

سپاس خدائى را که رمضان را براى ما ماه تزکیه قرار داد

و سپاس خدائى را سزاست که ماه خود رمضان را، ماه صیام و روزه، و ماه اسلام، و ماه تزکیه، و ماه تصفیه و پاک کردن (از گناهان)، و ماه قیام و ایستادن (براى نماز در شبها یا به پا خاستن در احیاى اسلام و جهاد در راه خدا) را یکى از آن راههاى احسان قرار داد، آن چنان ماهى که قرآن در آن فرو فرستاده شد، در حالى که براى مردم راهنما (ى از گمراهى) و نشانه‏هاى آشکار رهبرى، و جدا کننده میان حق و باطل است.

خداوند ماه صیام را بر سایر ماهها برترى بخشید

پس برترى آن را بر ماههاى دیگر به سبب حرمتها و گرامى داشتنهاى بسیار و فضائل و برترى‏هاى آشکار که براى آن قرار داد، هویدا گردانید، و در آن ماه از جهت‏بزرگ داشت، آنچه را که در ماههاى دیگر حلال کرده حرام نمود، و خوردنیها و آشامیدنیها را در (روزهاى) آن منع کرد، و براى آن وقت آشکارى (معینى) قرار داد، که خداى بزرگ و توانا جائز و روا نمى‏داند که پیش انداخته شود و نمى‏پذیرد که از آن وقت‏به تاخیر افتد. سپس (عبادت و بندگى در) شب (قدر) آن را به (عبادت در) شبهاى هزار ماه برترى داد، و آن را شب قدر نامید (شبى که خداى تعالى اجلها و روزیها و هر امرى که حادث مى‏شود را مقدر مى‏فرماید) در آن شب (بسیارى از) فرشتگان و روح (که مخلوقى است‏بزرگتر از فرشته) به فرمان پروردگارشان بر هر که از بندگانش بخواهد با قضا و قدرى که محکم و استوار کرده (که تغییر و تبدیلى در آن نیست).

درود فرشتگان بر عابدان شب قدر

براى هر کارى (که خدا مقدر فرموده) فرود مى‏آیند، آن شب سلام و درود (فرشتگان) است (بر آنانى که براى نماز به پاى ایستاده یا در حال رکوع و سجودند، یا آنکه شب سلامتى و رهائى از ضرر و زیان شیاطین است) که برکت و خیر آن تا آشکار شدن روشنى صبح، دائم و پایدار است.

خدایا توفیق روزه با ترک معاصى به ما عطا فرما

بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست، و شناسائى برترى آن را (بر ماههاى دیگر) و بزرگ داشتن حرمت و حقش را (که قیام و ایستادگى بر آن واجب است) و دورى گزیدن از آنچه را که منع و حرام کرده‏اى به ما الهام نما، و ما را به روزه داشتن آن به وسیله باز داشتن اندام از گناهان و به کار بردن آنها به آنچه تو را خوشنود مى‏گرداند یارى فرما، تا با گوشهامان سخن بیهوده گوش ندهیم، و با چشمهامان به سوى بازى (کارهائى که انسان را از مقصود باز دارد)، نشتابیم. و تا دستهامان را به حرام دراز ننمائیم، و با پاهامان به سوى آنچه منع و حرام گشته نرویم. و تا شکمهامان نگاه ندارد و گرد نیاورد جز آنچه (خوردنى و آشامیدنى) که تو حلال و روا گردانیده‏اى. و زبانهامان گویا نشود جز به آنچه (قرآن مجید و گفتار پیامبر اکرم و ائمه معصومین علیهم السلام) تو خبر داده و بیان فرموده‏اى (اشاره به آداب روزه دارى و پرهیز از گناهان در حال روزه‏دارى است) و رنج نکشیم جز در آنچه (عبادت خدا و خدمت‏به خلق) که به پاداش تو نزدیک گرداند، و به جا نیاوریم جز آنچه که از کیفر تو نگاه دارد.

سپس همه آن کردارها را از ریا، و خودنمائى خود نمایان و از سمعه و شنیدن شنوندگان خالص و پاکیزه گردان که از آن کسى را با تو شریک نگردانیم، و جز تو در آن مقصود و خواسته‏اى نطلبیم.

بار خدایا توفیق نمازگزاردن کامل به ما مرحمت فرما

بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست،و ما را در آن بر اوقات نمازهاى پنجگانه با حدود و احکامش، که مقرر نموده‏اى و واجباتش که واجب کرده‏اى و شروط و اوقاتش که شرط و تعیین گردانیده‏اى آگاه فرما. و ما را در نماز همچون کسانى قرار ده که مراتب شایسته آن را دریافته و ارکان و جوانب آن را نگهدارندگانند. آن را در اوقات خود به همان طریقى که بنده و فرستاده تو که درودهایت‏بر او و بر آل او باد، در رکوع و سجود و همه فضیلتها و درجات رفیعه‏اش قرار داده، با کاملترین طهارت و پاکى، و رساترین خشوع و فروتنى به جا آورنده‏اند.

خدایا در این ماه احسان به ارحام و همسایگان و تزکیه اموال توفیقمان ده

و ما را در آن ماه توفیق ده که با نیکى فراوان و بخشش، به خویشان خود نیکى کنیم و با احسان و عطا از همسایگان جویا شویم، و دارائیهامان را از مظالم و آنچه از راه ظلم و ستم به دست آمده خالص و آراسته نمائیم، و آنها را با بیرون کردن زکاتها پاک کنیم (که رسول خدا صلى الله علیه و آله فرموده: «ملعون کل مال لا یزکى‏» از خیر و نیکى دور است هر مال و دارئى که زکوه آن داده نشود) و به کسى که از ما دورى گزیده باز گردیم (به او بپیوندیم) و به کسى که به ما ظلم و ستم نموده از روى (آنچه که مقتضى) انصاف و عدل(است) رفتار کنیم و با کسى که به ما دشمنى نموده آشتى نمائیم، جز کسى که در راه تو و براى تو با او دشمنى شده باشد، زیرا او دشمنى است که او را دوست نمى‏گیریم، و حزب و گروهى است که با او از روى دل دوستى نمى‏کنیم.

و ما را توفیق ده که در آن به سوى تو تقرب جسته نزدیک شوم، به وسیله کردارهاى پاکیزه و آراسته که ما را به آن از گناهان پاک کنى (بیامرزى) و در آن ما را حفظ کرده و نگاهدارى از اینکه بخواهیم عیوب و زشتیها (کردارهاى ناشایسته) را از سر گیریم، تا هیچ یک از فرشتگانت (که نویسندگان اعمال هستند گناهان ما را) بر تو پیشنهاد ننمایند، جز آنکه کمتر باشد از اقسام طاعت و بندگى براى تو، و انواع تقرب به سوى تو که ما به جا آوردیم.

خدایا در این ماه توفیق تقرب به پیشگاهت‏بما مرحمت فرما

بارخدایا از تو درخواست مى‏نمایم به حق این ماه و به حق کسى که در آن از آغاز تا انجامش در عبادت و بندگى براى تو کوشیده، از فرشته‏اى که او را مقرب ساخته‏اى، یا پیغمبرى که فرستاده‏اى، یا بنده شایسته‏اى که برگزیده‏اى، که بر محمد و آل او درود فرستى و ما را در آن براى کرامت و ارجمندى که به دوستانت وعده داده‏اى سزاوار گردان، و آنچه که براى کوشش کنندگان در طاعت و فرمانبریت واجب و لازم کرده‏اى براى ما لازم نما،و به رحمت و مهربانیت ما را در صف کسانى (انبیاء و اوصیاء علیهم السلام) که سزاوار بالاترین مرتبه (بهشت) هستند قرار ده.

خدایا در این ماه از سهل‏انگارى‏ها و فریب شیطان حفظمان فرما

بار خدایا، بر محمد و آل او درود فرست، وما را در توحید و یگانگیت از عدول و بازگشتن (شرک آوردن آشکار و نهان) و در بزرگ داشتنت از تقصیر و کوتاهى و در دینت (اسلام) از شک و دو دلى و از راهت (به دست آوردن رضا و خوشنودیت) از کورى (گمراهى) و براى حرمتت (آنچه قیام به آن واجب است) از سهل انگارى،و از دشمنت (شیطان رانده شده) فریب خوردن، دور گردان. بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست، و هرگاه در هر شب از شبهاى این ماه براى تو بندگانى باشد که عفو و بخشیدنت آنها را آزاد مى‏نماید، یا گذشتت ایشان را مى‏بخشد پس ما بندگان را از آن بندگان قرار بده، و ما را براى این ماه، از بهترین اهل و یاران (برگزیدگان) قرار ده. بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست، و با کاسته شدن ماه آن گناهان ما را بکاه، و با بپایان رسیدن روزهایش بدیها و گرفتاریهاى ما را از ما بکن تا اینکه این ماه از ما بگذرد در حالى که ما را از خطاها پاکیزه گردانیده و از بدیها خالص و آراسته ساخته باشى.

خدایا ماه رمضان را براى ما ماه عبادت و طاعت قرار بده

بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست. و اگر در آن از حق برگردیم ما را (بر آن) بازگردان و اگر در آن عدول نموده براه کج رفتیم ما را به راه راست آور، و اگر دشمن تو شیطان ما را احاطه کرده فرا گیرد از او رهائیمان ده. بار خدایا ماه رمضان را از عبادت، و پرستش ما مملو و پر گردان، و اوقات آن را به طاعت و فرمانبرى ما براى تو آراسته نما و ما را در روزش بروزه داشتن و در شبش به نماز و زارى بسوى (درگاه) تو و فروتنى و خوارى در برابر تو، یارى فرما تا روزش بر ما به غفلت و بیخبرى و شبش به تقصیر و کوتاهى (در عمل) گواهى ندهد. بار خدایا ما را در باقى ماهها و روزها تا زمانى که زنده‏مان مى‏دارى همچنین (بطورى که براى ماه رمضان درخواست‏شد) قرار ده، و ما را از بندگان شایسته‏ات بگردان که «الذین یرثون الفردوس هم فیها خالدون»(3) آنان بهشت را به میراث مى‏برند در حالى که در آن جاوید هستند گفته‏اند: بهشت مسکن و جایگاه پدر ما حضرت آدم على نبینا و آله و علیه السلام بوده پس هرگاه به فرزندان او داده شود مانند آن است که از او به آنها ارث رسیده) و از آنانى قرار بده که آنچه (صدقات) را مى‏دهند در حالى که دلهاشان از (اندیشه) بازگشت‏به سوى پروردگارشان ترسان است و از آنان که در نیکیها مى‏شتابند، و ایشان براى آن نیکیها بر دیگران پیشى گیرنده‏اند.

خدایا درود بیکران و بى حد خود را بر محمد و آل او فرست

بار خدایا درود فرست‏بر محمد و آل او، در هر هنگام و هر زمان و بر هر حال به شماره درودى که فرستاده‏اى بر هر که درود فرستاده‏اى، و چندان برابر همه آنها به چندان برابرى که جز تو آنها را نتواند شمرد، زیرا تو هر چه را بخواهى بجا آورنده‏اى انجام کار، تو را ناتوان نمى‏گرداند و مانعى آن را باز نمى‏دارد. (4)

------------------------------------------------------

1- 2  من لا یحضره الفقیه، ج 2 ، ص 100.

3- المومنون – آیه : 11

4 - صحیفه سجادیه، دعای 44.