نقش پيامبر در تمدن انسان

تمدن چيزي جز تشکيل هيأت اجتماعيه با معتقدات و مقررات حکومتي و آداب مربوطه نيست.

اينک به بررسي نکاتي در مورد تمدن مي پردازيم:

1- تمدن و اجتماع بشري از قديمي ترين مراحل خود زاييده مذهب و تحت تأثير شديد آن بوده است.

2- اداره هيأت اجتماعيه يا تمدن از يک طرف و مذهب از طرف ديگر پا به پاي هم پيش رفته اند.

3- توسعه، تمدن و هيأت اجتماعيه ناگزير احتياج به معتقدات مذهبي مشترک و متکامل دارد.

4- در سايه اشتراک در عقيده و توحيد در پرستش است که رفع دشمني و ايجاد ائتلاف و اتحاد در طريق تأسيس دولتي که تمام افراد بشر بتواند در سايه آن زيست کند امکان پذير مي باشد.

5- با ظهور دين مسيح عاملي که ميان ملتها دشمني و جدايي انداخته و سد بزرگي که مانع تأسيس دولت واحد جهاني

امير المؤمنين علي(عليه السلام) درباره پيامبران مي فرمايد:

«فبعث فيهم رسله ليستأدوهم ميثاق فطرته و يذکروهم منسي نعمته و يحتجوا عليهم بالتبليغ و يثيرولهم دفائن العقول ويردهم الآيات المقدره.»1

«پس خداوند، پيامبران خود را بين مردمان برانگيخت تا پيمان خدا را از آنها بخواهند و نعمت فراموش شده حق را يادآوري کنند و از راه تبليغ با آنان سخن گويند و خردهاي پنهان شده را برانگيزند و به کار اندازند و شانه هاي قدرت را به آنان بنمايانند.»

پس وظيفه پيامبران برانگيختن خردها و روشنگري انديشه هاست در پرتو پيوستگي عقول به مبدأ حکمت الهي و دريدن پرده هاي جهل و خرافه و گسستن زنجيرهاي بردگي و همين است رمز اوج فکري انسان و چرخش مولد خرد آدمي که موجب بروز دانشها و ايجاد تمدنها و اخلاقيات و فرهنگهاست.

اساس دعوت محمد(صلي الله عليه واله):

پيامبر اسلام براي بنيانگذاري يک جامعه جاويد و امت واحد به عنوان بزرگترين و مقدس ترين معمار کاخ اجتماع به پي افکني بناي برومند و استواري پرداخت که در سايه آن روشن ترين، اصيل ترين و جاويد ترين تمد نها به وجود آمد و بشر را از همه مزاياي يک تمدن عالي انساني که هرگز دستخوش توفان روزگار نخواهد گرديد، برخوردار ساخت و اساس چنين دعوت جاويد را برچنين مباني مقدس و عالي استوار کرد:

1. وحدت بشريت

عقيده وحدت بشريت يکي از کمکهاي بي مانندي است که پيامبر اسلام در راه تمدن بشر انجام داد و اين وحدت در حقيقت يکي از ثمرات طبيعي اعتقاد به يگانگي خداوند است که اساس تعليمات اسلامي است.

قرآن مجيد از بيان پروردگار چنين مي فرمايد: «شما مردمي يگانه ايد و من خداي يکتاي شمايم؛ پس از نافرماني من بپرهيزيد.»

وحدت بشريت يک امر عملي واقعي بود که با تمام شئونش در مراتب علمي و عملي وحي و رفتار پيامبر مورد عنايت قرار گرفت. بنابراين افراد بشر در هر کشوري زندگي کنند و با هرزباني سخن بگويند و هر رنگي که داشته باشند همه آنها يک خانواده شناخته شده اند چنانکه خداوند فرمود: «اي مردم از نافرماني خدايي که شما را از يک پدر آفريد، بپرهيزيد.»

زندگي بر اساس اين افکار قيافه جديدي به خود گرفت و نتيجه طبيعي، آن شد که بردگان سياه و شريف ترين مردان قريش در جامعه اسلامي در يک رتبه شناخته مي شدند و اين بزرگ ترين قدم اساسي بود که در راه ايجاد وحدت بشريت و پي ريزي اساسي ترين مراحل تمدن بشر برداشته شده است.

ادامه نوشته

شاخص های حکومت نبوی به روایت مقام معظم رهبری

شیعیان بنابر قول مشهور 17 ربیع الاول عام الفیل و اهل سنت روز 12 همان ماه و سال را روز ولادت حضرت رسول اکرم (ص) دانسته اند. هفته وحدت و همچنین ولادت پیامبر اسلام(ص) بهانه ای شد برای اینکه نگاهی به این آیه از قران کریم که راجع به پیامبر (ص) بیان شده است بیندازیم: « ولکم فی رسول اللّه اسوةٌ حسنة »  آیه بیانی عام دارد یعنی اشاره به الگو بودن همه ابعاد زندگی رسول الله . با توجه به شرایط سیاسی کشور در زمان کنونی چه از بعد داخلی و چه از بعد خارجی که به نوعی در نقطه عطف قرار دارد ؛ در این مقاله سعی داریم از بین همه این ابعاد، بعد حکومت داری حضرت را مورد توجه قرار دهیم. پیامبر اسلام اول کسی بود که یک نظام را تاسیس کرد و آن هم نه یک نظام معمولی بلکه یک نظام توحیدی یک نظام اسلامی و نه در یک محیط پیش رفته و آماده بلکه در یک محیط مملو از خفقان ، جهل و تاریکی.. و چه خوب توانست در عین سختی زیاد کار از پس همه موانع پیش رو بر بیاید. حال ما را چه شده است که در محیطی که این نظام اسلامی را به ارث برده ایم و در نگاه خودمان پیش رفته نیز هستیم گه گاه شاهد ناهنجاری ها و انحرافاتی در امور سیاسی کشور باشیم. شاید به دلیل انسان بودن و ریشه نسیان آن به یاد آوری ها و تذکراتی نیازمند باشیم، به همین خاطر به نظر می رسد نیاز به بازخوانی بعضی از نکات بی دلیل نباشد .  مخاطب این مقاله نه تنها مسئولین محترم میباشند بلکه عموم ملت را هم در بر می گیرد. بهترین بیان در راستای ذکر ویژگی های نظام اسلامی را می توان در بیانات مقام معظم رهبری یافت. ایشان در بیانی به بررسی ۷ شاخص نظامی که پیامبر (ص) موسس آن بود می فرمایند: نظامی که پیغمبر ساخت، شاخص های گوناگونی دارد که در بین آنها ۷ شاخص از همه مهمتر و برجسته تر است. شاخص اول: ایمان و معنویت است.  انگیزه و موتور پیش برنده ی حقیقی در نظام نبوی، ایمانی است که از سرچشمه دل و فکر مردم می جوشد و دست و بازو و پا و وجود آنها را در جهت صحیح به حرکت در می آورد. پس شاخص اول دمیدن و تقویت روح ایمان و معنویت و دادن اعتقاد و اندیشه درست به افراد است، که پیغمبر این را از مکه شروع کرد و در مدینه پرچمش را با قدرت بالا برد.شاخص دوم:  قسط و عدل است. اساس کار بر عدالت و قسط و رساندن هر حقی به حق دار – بدون هیچ ملاحظه – است. شاخص سوم: علم و معرفت است. در نظام نبوی ؛پایه همه چیز دانستن و شناختن و آگاهی و بیداری است.کسی را کور کورانه به سمتی حرکت نمی دهند،مردم را با آگاهی و معرفت و قدرت تشخیص ،به نیروی فعال – نه نیروی منفعل-بدل می کنند. شاخص چهارم: صفا و اخوت است. در نظام نبوی درگیری های برخاسته از انگیزه های خرافی ،شخصی،سودطلبی ومنفعت طلبی مغبوض است و با آن مبارزه می شود.فضا فضای صمیمیت و اخوت وبرادری و همدلی است. شاخص پنجم: صلاح اخلاقی و رفتاری است. انسان ها را تزکیه و از مفاسد ورذائل اخلاقی پیراسته و پاک می کنند؛انسان با اخلاق و مزکی می سازد؛"و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه".تزکیه یکی از آن پایه های اصلی است یعنی پیغمبر روی یکایک افراد کار تربیتی و انسان سازی می کرد. شاخص ششم: اقتدار و عزت است. جامعه و نظام نبوی تو سری خور وابسته دنباله رو دست حاجت به سوی این و ان دراز کن نیست؛عزیز و مقتدر و تصمیم گیر است؛صلاح خود را که شناخت ،برای تامین آن تلاش می کند و کار خود را پیش می برد. شاخص هفتم: کار و حرکت و پیشرفت دائمی است. توقف در نظام نبوی وجود ندارد؛به طور مرتب حرکت ،کار و پیشرفت است .اتفاق نمی افتد که یک زمان بگویند دیگر تمام شد، حال بنشینیم و استراحت کنیم!این وجود ندارد.البته این کار لذت آور و شادی بخش است ؛ کار خستگی آور و کسل کننده و ملول کننده و به تعب آورنده ای نیست.کاری است که به انسان نشاط و نیرو و شوق می دهد.(۱) پی نوشت ها: ۱- انسان ۲۵۰ ساله (بیانات مقام معظم رهبری درباره زندگی سیاسی –مبارزاتی ائمه معصومین علیهم السلام)/ ویرایش دوم/ انتشارات صهبا/ ۱۳۹۰/ ص:۳۲-

حاكميت‏ سياسى پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم در قرآن

يكى از تحقيقاتى كه در مركز تحقيقات علمى دبيرخانه مجلس خبرگان رهبرى به پايان رسيده و در دست انتشار است، حاكميت‏سياسى معصومان (ع)» مى‏باشد . اين تحقيق كه توسط حجت‏الاسلام آقاى محمدعلى رستميان به سامان رسيده، از منظر قرآن و حديث‏به حاكميت‏سياسى پيامبر (ص) و ديگر معصومان (ع) مى‏پردازد و به استناد اصلى‏ترين منابع كلامى و فقهى، يعنى قرآن و حديث اثبات مى‏كند كه آن پيشوايان، داراى حاكميت‏سياسى بوده و علاوه بر رسالت تبليغ و هدايت، مسؤوليت مديريت جامعه و رهبرى سياسى مردمان را نيز بر عهده داشته‏اند . آنچه اينك پيش رو داريد بخشى از اين پژوهش است كه اختصاص به بررسى حاكميت‏سياسى پيامبر (ص) در خلال آيات قرآن دارد . اميدواريم به زودى متن كامل تحقيق در قالب كتاب در اختيار علاقه‏مندان قرار گيرد .

مقدمه

آياتى كه درباره حاكميت‏سياسى پيامبر (ص) در قرآن كريم آمده است، به چند دسته تقسيم مى‏شوند:

1 . آياتى كه به مساله اطاعت از پيامبر (ص) مى‏پردازند .

2 . آياتى كه ولايت پيامبر (ص) و اولويت ايشان بر مؤمنان را مطرح مى‏كنند .

3 . آياتى كه حكم پيامبر (ص) را مورد توجه قرار داده‏اند .

4 . آياتى كه پيامبر (ص) را در امور اجتماعى، محور معرفى مى‏كنند .

5 . آياتى كه مؤمنان را به ايمان به پيامبر (ص) به عنوان يكى از اركان تشريع فرا مى‏خوانند .

1 . آياتى كه به مساله اطاعت از پيامبر (ص) مى‏پردازند

اين دسته از آيات، اطاعت از پيامبر (ص) را به شكل‏هاى گوناگون مورد توجه قرار داده‏اند . در مواردى «اطاعت‏شدن‏» را از اهداف همه پيامبران (ع) معرفى مى‏كنند:

«و ما ارسلنا من رسول الا ليطاع باذن الله‏» . (1)

و در مواردى با قرار دادن اطاعت از پيامبر (ص) در ادامه اطاعت از خداوند، مانند:

«من يطع الرسول فقد اطاع الله‏» (2)

به تفسير آياتى مى‏پردازند كه در آن‏ها به اطاعت‏خداوند و پيامبر (ص) دستور داده شده است:

«... اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولى الامر منكم‏» . (3)

و اين نكته را توضيح مى‏دهند كه در اين آيات، چه آن‏جا كه اطاعت از آن‏ها با دستور جداگانه‏اى بيان شده است، مانند آيه‏اى كه گذشت، و چه در مواردى ديگر، مانند آيه:

«... اطيعوا الله و رسوله و لا تولوا عنه و انتم تسمعون‏» (4)

مقصود اصلى، فرمان به اطاعت از پيامبر (ص) است و فرمان به اطاعت‏خداوند، امرى مسلم، براى يادآورى و مقدمه چينى آورده شده است; زيرا وجوب اطاعت از خداوند - همان‏طور كه در بحث‏هاى كلامى مطرح است - با شناخت مولويت او به وسيله عقل حاصل مى‏شود و اثبات آن از راه مولوى، به دور مى‏انجامد . پس فرمان به اطاعت‏خداوند، در اين آيات، ارشاد مردم به چيزى است كه خود مى‏دانند و بيان اين حقيقت است كه اطاعت از پيامبر (ص) در ادامه اطاعت از خداوند است . شاهد بر اين مطلب، اين‏كه در هيچ آيه‏اى فرمان به اطاعت از خداوند، به تنهايى نيامده است، در حالى كه در بسيارى از آيات، درباره پيامبر (ص)، يا به صورت فرمان از سوى خداوند، در كنار ديگر واجبات، آمده است، مانند:

«و اقيموا الصلوة و آتوا الزكاة و اطيعوا الرسول لعلكم ترحمون‏» . (5)

و يا به صورت فرمانى از زبان خود پيامبران (ع) مانند:

«فاتقوا الله و اطيعون‏» . (6)

ادامه نوشته

بررسي روش حكومتى پيامبر اعظم(ص)

يكي از مباحث بسيار بحث انگيز در قرن حاضر مسئله نظام سياسى و نظام اداريِ حكومت پيامبر اكرم(ص) بوده است. ديدگاه برخى اين است كه حكومت پيامبر اكرم(ص) اساساً نظام خاص ادارى و سياسى نداشته است. به اين ديدگاه از جنبه هاى گوناگون ـ خصوصاً كلامى ـ پاسخ گفته اند, اما از زاويه طرح عينيِ نظام سياسى و ادارى پيامبراسلام(ص) كم تر بدين ساحت درآمده اند. نگارنده از كسانى است كه به وجود نظامِ اداريِ كامل و پيشرفته اى در دوران رسول اللّه(ص) اعتقاد دارد, در جهت اثبات اين اعتقاد, با روى كردى تاريخى به شيوه نظام ادارى پيامبر اكرم(ص) پرداخته و با كاوش در لابه لاى صفحات تاريخِ سياسيِ پيامبر اكرم(ص) نمودهاى نظام مستحكم ادارى را به دست آورده است. اين نوشته به اجمال به يكى از مهم ترين اركان در نظام ادارى يعنى عضويابى از ديدگاه اسلام اشاره دارد.

منابع نيروى انسانى(عضويابى)

هر نظام ادارى اركان گونه گونى دارد كه يكى از آن ها عضويابى است. علماى مديريت عضويابى را چنين تعريف مى كنند:

(عمليات كاوش در منابع انسانى و كشف افراد شايسته و ترغيب و تشويق آنان به قبول مسئوليت در سازمان.)1

مراد ما از عضويابى در نظام اداريِ حكومتِ رسول اكرم(ص) لزوماً مطابقِ تعريف فوق نيست, زيرا ممكن است در اطلاعاتى كه از آن عصر به دست ما رسيده چنين فعل و انفعالى را شاهد نباشيم و البته منكر وجود آن هم نيستيم و يا چه بسا اقتضاى آن زمان دقيقاً پياده شدن مفاهيم فوق نبوده باشد. بنابراين مراد ما شناسايى منابع نيروى انسانى است كه رسول خدا(ص) كادر حكومتى اش را از آن ها تأمين مى كرده است.

شناسايى اين منابع به ما كمك مى كند كه در انتخاب معيار براى عضويابى و براى منابع انسانى توفيق يابيم تا مديران سازمان هاى حكومت اسلامى در هر عصر و نسلى بر اساس آن معيارها به عضويابى بپردازند.

در آن شرايط, منابع نيروى انسانى پيامبر اكرم(ص) اين ها بودند:

1ـ منابع نژادى عرب و عجم;

2ـ منابع سرزمينى مانند مكه و مدينه و يمن;

3ـ منابع قبيله اى مانند قريش;

4ـ منابع ارزشى مانند مهاجرين, انصار, مجاهدين و تابعين;

5ـ منابع بومى;

6ـ منابع سرزمينى ـ اعتقادى مانند دارالكفر و دارالاسلام;

7ـ منابع اعتقادى مانند مسلمين, يهود و نصارى.

ادامه نوشته

رفتارشناسي سياسي پيامبر اعظم(ص)

مطالعه و بررسي تاريخ صدر اسلام و نيز سيره پيامبر اكرم (ص) اين نكته را به اثبات مي رساند كه گسترش حيرت انگيز اسلام در قرون اوليه و مهمتر از آن بقاي تمدن و تفكر اسلام در جهان، متأثر از عظمت و بزرگي آورنده اين دين و شخصيت ممتاز رسول اكرم- حضرت محمد(ص) بوده است.

مطالعه و بررسي تاريخ صدر اسلام و نيز سيره پيامبر اكرم (ص) اين نكته را به اثبات مي رساند كه گسترش حيرت انگيز اسلام در قرون اوليه و مهمتر از آن بقاي تمدن و تفكر اسلام در جهان، متأثر از عظمت و بزرگي آورنده اين دين و شخصيت ممتاز رسول اكرم- حضرت محمد(ص) بوده است. پيامبري كه تعليمات انساني و عالي او آنچنان بود كه قومي متعصب، خودخواه و سرسخت را به بهترين مردم اعصار مبدل ساخت.از جمله هنرهاي پيامبر اعظم(ص) ايجاد صلح و آشتي ميان قبايل متخاصم عرب و نيز ارايه راهكارهايي براي همزيستي مسالمت آميز با غير مسلمانان بوده است. اما پيامبر(ص) به عنوان آورنده ديني جديد كه با منافع طبقات حاكم و مستبد در تعارض بود، همواره مخالفاني داشته است.

مخالفان پيامبر(ص) را مي توان به سه گروه عمده زير تقسيم كرد: 1- مشركان 2- منافقان 3- اهل كتاب.

مواجهه پيامبر(ص) با اين گروهها بر حسب مواضعي كه آنان در برابر مسلمانان داشتند، متفاوت بوده است. بنابراين، نمي توان شيوه واحدي در شرايط مختلف تصور كرد. در قرآن نيز، در برخورد با اين گروهها، هم آيات جهادي مشاهده مي كنيم و هم آيات تساهل و تسامح و صلح و تحمل. و بر حسب اينكه اقدامهاي گروههاي فوق جنبه ايدئولوژيكي و يا تهاجم عملي داشته، شكل مواجهه نيز تغيير مي كرده است.

اما پيامبر(ص) پس از اعلان رسمي دين اسلام، در مواجهه با همه اين گروهها، از روش "دعوت" سود مي جسته است. آياتي نظير "و ما ارسلناك الا رحمة للعالمين"1و "تبارك الذي نزل الفرقان علي عبده ليكون للعالمين نذيراً"2كه در شأن پيامبر(ص) نازل شده است، مبين اين نكته است كه رفتار سياسي مبتني بر اصل دعوت يكي از اصول اساسي در حوزه سياست داخلي و خارجي پيامبر(ص) در تبليغ دين اسلام بوده است و با بررسي تاريخ صدر اسلام، اهميت اين اصل در پيمانهاي عقبه اول و دوم3با مردم مدينه، كه منجر به گسترش فزاينده اسلام و تشكيل حكومت اسلامي شد، روشن مي گردد.

در بيان چگونگي اين دعوت، قرآن كريم به پيامبر(ص) دستور مي دهد كه بنيان دعوت خود را چه در مواجهه با مخالفان و چه در مواجهه با مسلمانان، بر اصل گفتگو، منطق و جدال احسن قرار دهد: "ادع الي سبيل ربك بالحكمة والموعظة و جادلهم بالتي هي احسن"4. "ولا تجادلوا اهل الكتاب الا بالتي هي احسن". اين دو آيه روش دعوت را اتكا به برهان، موعظه و جدال احسن معرفي مي كند كه اين اصول در مواجهه با پيروان ديگر اديان هم نبايد ناديده گرفته شود.

اين نوع رفتار، در آغاز رسالت و پس از تشكيل حكومت اسلامي و فتح مكه ادامه داشت. بيشتر نامه هاي دعوت آن حضرت به سران كشورهاي ديگر، پس از فتح مكه بوده است. در اين نامه ها نيز روش پيامبر(ص) بر برهان، حكمت و منطق استوار بوده است. وي در اين نامه نگاريها بر اصول مشترك تأكيد مي ورزيد5و حتي در مواجهه با كفار بر اساس آيه 108 سوره انعام به پيروان خود تأكيد مي كرد كه از دشنام دادن خدايان آنها بپرهيزند. پيامبر(ص) همواره از فرستادگان خود به قبايل و كشورهاي ديگر مي خواست كه فقط به امر تبليغ بپردازند و با مردم از سر جنگ وارد نشوند. متون اين نامه ها و نصايح و اندرزها و نرمشهايي كه پيامبر(ص) در موقع انعقاد پيمان با كفار و پيروان اديان ديگر، داشتند همه و همه گواه زنده بر ضد نظريه خاورشناساني است كه خواسته اند پيشرفت اسلام را در سايه نيزه و شمشير بدانند. اوج مداراي پيامبر(ص) با كفار در سوره "كافرون" جلوه گر است كه پيامبر(ص) در نهايت، خطاب به مشركان مي فرمايد: "لكم دينكم ولي دين"6. وقتي پيامبر(ص) در مدينه حكومت تشكيل داد، پيماني را بين مسلمانان و يهود منعقد كرد كه به "معاهده صحيفه" مشهور بود و بر اساس آن، امضا كنندگان آن ملت واحدي را تشكيل مي دادند و هر كدام از آنها (مسلمان و يهود) در انجام مراسم ديني خود آزاد بودند. بر اساس اين معاهده، هر نوع خونريزي در مدينه حرام بود. اين پيمان، اولين پيمان از اين نوع در عربستان بود و نوع ارتباطي را كه بايد بين جامعه مسلمان وجود داشته باشد، تعيين مي كرد.

هر چند پيامبر(ص) در ابلاغ رسالت خويش، اصل را بر دعوت گذارده بود، اما اغلب اوقات سران كفار مانع دعوت مسالمت آميز مبلغان او مي شدند كه از آن جمله مي توان به كشتار عده زيادي از مبلغان زبده پيامبر(ص) در منطقه "بئر معونه"7و "رجيع"8نام برد. بنابراين، اين دعوت، در چنين شرايطي به جنگ منجر مي شد.

ليكن با بررسي آيات مربوط به جنگ، مي توان نتيجه گرفت كه اين رفتار پيامبر(ص)، بيشتر رفتار دفاعي بوده است. پيامبر اسلام(ص) از زمان بعثت به مدت 13 سال در مكه بوده و خداوند در مكه جهاد و مبارزه مسلحانه از طريق پيام وحياني قرآن، نازل نمي فرموده است. آياتي نظير "فان تولوا فانما عليك البلاغ"9، "اگر آنها از پذيرش اسلام سرپيچي كنند (نگران مباش) تنها ابلاغ بر عهده توست"،"وما أنت بجبار"10، "تو مأمور به اجبار آنها (به ايمان) نيستي"، "فذكر انما أنت مذكر لست عليهم بمصيطر"11"پس تذكر بده كه تو فقط تذكر دهنده اي و سلطه گر بر آنان نيستي كه بر ايمان مجبورشان كني" مؤيد اين ادعاست. و تنها در سال دوم هجرت است كه پيامبر(ص) از سوي خداوند دستور مقابله با كفار قريش را دريافت مي كند. در اين باره، آيه زير نازل شد: "إن ا... يدافع عن الذين آمنوا إن ا... لا يحب كل خوان كفور، اذن للذين يقاتلون بانهم ظلموا و ان ا... علي نصرهم لقدير"12و اجازه داده شد به اين مردمي كه ديگران به جنگ اينها آمدند، بجنگند و اين يك حالت دفاعي است. پس قرآن جنگ و جهاد را نه به عنوان تهاجم و تسلط، بلكه به عنوان مبارزه با تهاجم، مطرح كرده است و ماهيت جهاد را منحصراً نوعي دفاع مي داند.

آيه فوق در جواب درخواستهاي مكرر مؤمنان و ياران پيامبر(ص) نازل شد كه از ايشان مي خواستند براي مقابله با كفار قريش كه همواره مسلمانان را اذيت مي كردند، اجازه اي صادر كند.

ادامه نوشته

رسالت امت اسلامي در قبال پيامبر اعظم(ص)

امسال بايد يك قدم جدّي حوزه و دانشگاه بر دارد؛ و آن هتك حرمت هائي كه شده _مستحضريد كه تنها كارشان نظير كار سلمان رشدي پليد نبود_ را پاسخي باشد.

اين چند تا هتك حرمت است، چند تا كاريكاتور است؛ اول اينكه آن شبهات ديني را شناسائي كردند. دوم، قبل از اينكه آن شبهات را به صورت كتاب در بياورند، يا هم زمان كاريكاتورها را

كار كردند. سوم، همان مطالب موهون و تهمت ها را به صورت كاريكاتور در آوردند. يعني اينكه هم پشتوانة علمي اش آن كتاب باشد، هم عامل اين پوسخند اش كاريكاتور باشد! هم كار

فرهنگي كردند، هم كار طنز!

بايد اين شبهات را شناسائي كرد و محصول اش هم همان ''تاريخ 23 ساله'' اي بود كه قبل از انقلاب منتشر شد؛ مرحوم علامة طباطبائي مي فرمود: براي ما پيام دادند كه دست به قلم ببريد،

خون تان ريخته است!! مبادا دربارة اين جواب بدهيد! آن به دست پهلوي ، آن كتاب 23 ساله را لابد ديديد يا نديديد؛ خواص كه ديدند. همان شبهات به صورت هاي ديگر الآن در آمده.

ادامه نوشته