آزادی بیان در نظام اسلامی با آزادی بیان در نظام غرب تفاوت ماهوی دارد. در نظام اسلامی، آزادی بیان در چارچوب ارزش های الهی شکل می گیرد و در آن ارزش های والایی که بر نظام فکری ما حاکم است و در آن ظرفیت آزادی داریم، تعریف می شود که بالاتر از آن به معنای رها شدن و بدون قید و قیود بودن تلقی می شود. اما در نظام سکولار چنین چارچوبی وجود ندارد اما آنها هم در چارچوب ارزشی خود مقید هستند یعنی در همین غرب نیز افراد مجاز نیستند هر کاری را انجام داده یا هر حرفی را بزنند همان طور که صحبت از هلوکاست در غرب با محدودیت های خاصی مواجه است. توهین در هیچ مرام و مذهبی پسندیده نیست، با اینکه همه دنیا و از جمله غرب نیز به این موضوع معتقد است اما باید دید به چه دلیل دست به چنین اقدامات سخیفانه ای می زند. غرب قصد دارد در مبانی اصول خود آن گونه که می پسندد با دنیا رفتار و مقابله کند از این رو ارزش های خود را ناب و استاندارد دانسته و معتقد است تمام دنیا باید این گونه باشند در حالی که این یعنی توهین و بی احترامی علنی به ارزش ها وآداب ها و مقدسات دیگر کشورها.

 موج جدید اسلام هراسی در غرب که با حملة تروریستی به یک نشریة فرانسوی کلید خورد و با اقدام موهن اداره کنندگان همان نشریه و حمایت دولت فرانسه علیه پیامبر اعظم (ص) ادامه یافت، از نشانگانی برخوردار است که آن را یک پروژه امنیتی ـ‌ سیاسی از سوی سرویس‌های غربی و با هدف ادامه فشار بر مسلمانان و سد راه نفوذ جهان اسلام معرفی می کند.

 اگر دولتمردان بعضی کشورهای اسلامی اسلام را به عنوان حقیقت آسمانی قبول ندارند به عنوان بخشی از هویت تاریخی خود به آن احترام بگذارند و از اهانت به هویت خود به سادگی عبور نکنند.برخی در آیات الهی جدال می‎کنند و این نشان سقوط این افراد هست، کسانی که نسبت به قرآن بی‎مهری می‎کنند، این جریان کاریکاتور و امثال کاریکاتور خیال نکنند با پیامبر(ص) که یک شخص است، دارند مجادله می‎کنند، بلکه با خداوند مقابله می‎کنند، این در آیه عظمی الهی درگیر شدند و طولی نخواهد کشید که سقوط می‎کنند، اینان با آیات خداوند می‎جنگند. این طور نیست که در فرانسه یا غیرفرانسه کسی از مرز انسانیت خارج شود و به پیامبر(ص) توهین کند او عدل و اخلاق مجسم است .

بیداری اسلامی و حضور فرهنگی تمدنی اسلام در جهان باعث شده است که سیاستمداران و کسانی که نظام اقتدار غرب را سامان می دهند بر خلاف قرن نوزدهم، اسلام به عنوان یک فرهنگ بدیل و فرهنگ جایگزینی که نوید حل مشکلات جهان اسلام را دارد به عنوان یک رقیب جدی در دنیای غرب مطرح است؛ در این مواجهه زنده و فعال شاهد برخوردهایی هستیم و خواهیم بود. ما در یک رقابت فرهنگی و تمدنی با جهان غرب قرار گرفته ایم اما این رقابت الزاماً خشونت آمیز نیست؛ اسلام به اقتضای عقلانیت خود در شرایط مسالمت آمیز بیشتر رشد می کند و نیازی به خشونت ندارد؛ پلیسی کردن و امنیتی کردن فضای اروپا و غرب برای مواجهه با اسلام نتیجه هراسی است که آنها از قدرت منطق و جاذبه معنوی اسلام دارند.

http://basirat.ir/files/9310/700_400/586e4f0b_4957_4af6_8999_0decb001ff27.JPG

استارت مجدد پروژه استکباری اهانت کاریکاتوری به ساحت مقدس پیامبر گرامی اسلام(ص)، بی تردید نشانه ضعف و تلخکامی ناشی از شکستی است که جریان استکبار جهانی و صهیونیسم بین المللی از روند روبه رشد اسلام و قدرت یابی مضاعف تفکر اسلامی و زایش های ناشی از آن شامل مقاومت اسلامی در خاورمیانه، انتفاضه اسلامی در فلسطین اشغالی، نهضت اسلامی در کشورها و بیداری اسلامی در جهان اسلام احساس می کند.

البته این روزها اسلام گرایی شهروندان اروپایی و امریکایی، هر چند که عده بسیار معدودی از آنها به اشتباه ، فریب تشکلات انحرافی و اسلام نمایی همچون داعش، النصره، القاعده و غیره را خورده و ایامی را با آنها سپری می کنند، اما واقعیت بزرگ، چیز دیگری است که نشان از کثرت و سرعت گرایش شهروندان غربی به اسلام به عنوان مکتبی نجات بخش دارد و نهضت های معنویت گرایانه ای که در دستگاههای رسمی غرب در حال پیگیری و شکل گیری اند، اولاً مؤید پیدایش این احساس نیاز و ثانیاً تنها و تنها پاسخ کنترل شده به همین احساس نیاز است که البته آنها در تکاپوی ارائه معنویتی متفاوت شبیه مرتاض ها و یوگوها و غیره اند تا بتوانند بر حقیقتی بارز و واقعیتی مشهود، سرپوش گذاشته و کتمانش کنند!

اهانت کاریکاتوری به پیامبر رحمت(ص) که مظهر اخلاق و ادب الهی است و رأفت و مهربانی اش، محور جذابیت آن حضرت از ابتدا تا اکنون در تمامی جوامع بشری بوده است، انتقام تلخ مستکبران، منفعت طلبان و معاندانی است که با سیاستگذاری ها و اهداف استکباری و صهیونیستی، در تکاپوی انتقام از وحدت جهانی مسلمانان و قدرت ناشی از آن می باشند.

تردید نباید کرد که حادثه خونین علیه نشریه طنز موهن شارلی ابدو در پاریس با میدان داری تشکیلات صهیونیست ساخته داعش، جلد دوم سناریوی استکباری 11 سپتامبر امریکا در حمله های انتحاری هوایی تشکیلات امریکا ساخته القاعده به برج های دو قلوی تجاری است که متعاقب آن شاهد آغاز تهاجم جهانی علیه اسلام انقلابی و تثبیت حضور نظامی امریکا و متحدین جهانی و منطقه ای اش در خاورمیانه و تجاوز آشکار و تصرف برخی کشورهای اسلامی به بهانه مقابله با تروریسم جهانی بوده ایم و این بار نیز باید منتظر توطئه های جدید نظام سلطه علیه اسلام ناب محمدی(ص) باشیم!

حادثه خونین پاریس نیز که به انجام راهپیمایی اعتراض آمیز بین المللی با حضور قابل پیش بینی غالب سران غربی و نیز نخست وزیر تروریست ترین رژیم تاریخ یعنی رژیم کودک کش صهیونیستی منجر شد، متذکر دور جدیدی از توطئه های سریالی است که اهانت مجدد همان نشریه طنز به ساحت وحیانی پیامبر رحمت و مهربانی که با بیش از 5 میلیون تیراژ به چندین زبان زنده دنیا و نیز با حمایت رسمی و گسترده سران غرب انجام پذیرفت، تنها یک حلقه از این زنجیره متسلسل بوده است.

دور جدید مبارزه با اسلام و اسلام خواهی جهانی با تبلیغ غلط و نمایش خشونت داعشی از چهره اسلام عزیز همراه شده است، تکرار چندباره همان سناریوی گذشته است تا برداشت جهانی از اسلام را به همین ترورها، انفجارها، گردن زدن ها، کشتارها، تجاوزات اخلاقی، ترویج ناامنی ها، هواپیماربایی ها، گروگان گیری ها و مواردی از این قبیل محدود سازند!

غافل از اینکه طبق قاعده " چراغی را که ایزد برفروزد   هر آنکس پُف کند، سُبلش بسوزد" نه تنها این ترفندها نتوانست این گرایش جهانی را معکوس سازد، بلکه ماحصل این تک ها، پاتکی بود که جهان اسلام در نهضت بیداری اسلامی به نظام سلطه زد و طی آن تنی چند از سران دیکتاتور که به نمایندگی از سوی استکبار بر اریکه قدرت در کشورهای اسلامی تکیه زده بودند، سقوط کردند تا ثابت کند که آنها قادر به جلوگیری از قدرت رو به رشد اسلام در جهان نبوده و نیستند و اگر چه بخاطر عملکرد ناهشیارانه افراد به قدرت رسیده و نیز تحرکات کودتایی و رسانه ای و غیره استکبار جهانی، بیداری اسلامی در مرحله اول نتوانست به همه اهداف بلندش دست یابد، اما پتانسیل اوج گیری مجددش را به نمایش گذاشته و زنگ خطر را به صدا در آورد!

شکست فاحش غربی ها، صهیونیست ها و سران خائن عرب در عراق، سوریه، لبنان، غزه، یمن، بحرین، افغانستان، پاکستان و سایر کشورهای اسلامی، نویدبخش تأثیر وحدت گرایی و بیداری مسلمانان و نیز قدرت ناشی از آن است که راهپیمایی بین المللی و دهها میلیونی اربعین عروج سید و سالار شهیدان کربلا حضرت اباعبدالله الحسین(ع) در عراق و مانور شهادت طلبی مسلمانان در بین الحرمین، آب سردی بود که بر جنازه نظام سلطه در منطقه ریخته شد و اهالی بصیرت بر خلاف تردیدافکنی دیرباوران، خیلی زودتر از اعلام رسمی، مرگ ننگین استکبار جهانی و صهیونیسم بین المللی را در این منطقه با تمام وجود لمس و حس کردند!

تمامی صاحب نظران و ناظران سیاسی بین المللی در تحلیل حوادث سالهای اخیر از جمله برخی از خبرگزاری های غربی با صراحت اعتراف می کنند که ابر قدرت واقعی منطقه و جهان اسلام، نظام مقدس جمهوری اسلامی و پیروز واقعی همه این مصاف ها، رهبر معظم انقلاب، حضرت امام خامنه ای دام طله اعالی است که همانند مراد خویش امام راحل، با سعه صدر کامل، جهان اسلام را رهبری کرده و مانع از تحقق اهداف شوم نظام سلطه می شود.

اهانت به ساحت پیامبر گرامی اسلام(ص)، حاکی از انتخاب و اقدام درست، تأثیرگذاری عمیق و وسیع و نیز استراتژیک بودن وحدتی است که در ایام میلاد آن حضرت به ابتکار امام راحل رقم خورده و با اصرار رهبری معظم انقلاب، استمرار و توسعه یافته است و ما از همین حساسیت باید عبرت بگیریم و بر این روند اصرار ورزیم و متوجه شویم که دشمن تا چه اندازه از وحدت مسلمانان و قدرت ناشی از آن می هراسد.

اشتباه غرب اما این است که به جای عبرت آموزی از اشتباه گذشته و احترام به مقدسات جهان اسلام، همچنان تلاش می‌کند با سوء استفاده از این عناصر جاهل و نادان به چهرة رحمانی اسلام چنگ انداخته و با اهانت به پیامبر رحمت، موج نفرت مسلمانان از جهان غرب را افزایش دهد.سیاستمداران سکولار و دین ستیز غربی که متأثر از صهیونیزم و فرماسونری، به دنبال نابودی اصل دیانت هستند، امروز حتی هشدار روحانیت مسیحی را نیز ندیده گرفته و به بهانه آزادی بیان، اهانت به مقدسات دینی را روا داشته و مورد حمایت وقیحانه قرار می‌دهند. این موضوع نشان می‌دهد اسلام هراسی را نه فقط برای محدودسازی مسلمان و جهان اسلام، بلکه برای بر افروختن آتش کینه و نفرت همه جانبه علیه تمامی ادیان دنبال می‌کنند و بنابراین استقبال نخست وزیر رژیم صهیونیستی از اقدامات تبلیغی کاخ الیزه، ‌ترجمان نقش صهیونیزم و فراماسونری، به عنوان دو موج اسلام هراسی است که آتش آن با هیزم نفاق برآمده از وهابیت و سکولاریزم در جهان اسلام فراهم می‌شود. تردیدی نیست که پشت ماجرای اسلام هراسی، فراماسون ها و صهیونیست‌هایی قرار دارند که دیروز شوکت مسیحیت و امروز قدرت جهان اسلام سد اصلی دنیاطلبی و سلطه آن محسوب می گردد.

اما علیرغم همه تلخی های این اهانت جنایتکارانه، اتفاق مثبتی که مصداق ضرب المثل" عدو شود سبب خیر، اگر خدا خواهد" است، انسجام گسترده آیات عظام، علماء، فضلاء،مفتی ها، اساتید دانشگاهها، فعالان سیاسی و فرهنگی، بازاریان، اقشار مختلف و مردم کوچه و بازار و  مخصوصاً جوانانی که دشمن در جنگ نرم روی آنها خیلی حساب باز کرده بود، در مقابله همه جانبه با این اقدام موهن بوده که این روزها شاهد تهاجم سایبری جوانان کشورمان و غالب کشورهای اسلامی علیه اهانت کنندگان و فهم عمیق ضرورت وحدت همه مذاهب اسلامی و طرد تفرقه افکنان مسلمان نما و نیز شبکه های تفرقه افکن ماهواره ای، اجتماعی و نرم افزاری بوده است که در نوع خود بسیار ارزشمند و نقش آفرین خواهد بود.

جمع بندی:

تلاش دیرینه غرب در اسلام هراسی و به انزوا کشاندن این دین توحیدی در دهه‌های اخیر کاملا مشهود و غیرقابل انکار است. بی‌تردید تعالیم الهی و عالیه اسلام و نور وجودی پیامبر عظیم‌الشان اسلام(ص) مطلبی نیست که متاثر از دشمنی و اهانت کفار و دشمنان خبیث قرار گیرد لیکن هوشیاری و بصیرت امروز جوامع اسلامی، خصوصا روحانیون و بزرگان دینی بسیار تعیین کننده است. هجوم همه‌جانبه صهیونیسم و تکفیر به دین مهر و رحمت، با هدف ضربه زدن به عظمت و بزرگی نبی‌مکرم اسلام(ص) و عادی‌سازی توهین به ایشان و معرفی اسلام به عنوان دین حامی خشونت است. تنها راه مقابله با دشمنان اسلام و اهانت‌کنندگان به ارزش‌های اسلامی تحکیم وحدت بین تمام مذاهب در سرتاسر جهان اسلام است.

 

اقدام توهین آمیز نشریه فرانسوی در انتشار تصاویر موهن از پیامبر اکرم(ص) و اهانت به ساحت مقدس ایشان نشان از جهالت مطلق آنان دارد. غربی ها ادعای علم دارند اما با دست زدن به چنین اقداماتی می بینیم که در جهالت علی الاطلاق هستند. هدایت کنندگان این جریان هم خودشان را به باتلاق فرو می برند و نه تنها به نتیجه دلخواهشان نمی رسند بلکه بالعکس نتیجه می گیرند. زیربنای این پروژه چیزی جز اسلام هراسی و به پیش بردن این سناریو نیست لذا گفتمان های علمی در باب این موضوعات جایگاهی ندارد. بهترین کار این است که نباید واکنش هیجانی نسبت به آنها داشته باشیم بلکه واکنش های علمی و فرهنگی متناسب با شأن خود باید داشت؛ آنها منتظر هستند مسلمانان رفتار هیجانی و ناپخته از خود نشان دهند تا در پروژه اسلام هراسی خود موفق عمل کنند. د در برابر این اقدام غرب آن نجابت ایرانی و اسلامی اصیل خود را به نمایش گذاشت، این اقدامات موهن هم نتیجه مثبت و هم منفی می تواند داشته باشد؛ منفی از جهت ترویج افراط گرایی و واکنش های هیجانی و مثبت از جهت تهییج نهادهای فرهنگی و نخبگانی.در این راستا یک واکنش فرهنگی و نجیبانه عمیق برگرفته از ارزش های دینی و فرهنگی ضروری است و باید در این راستا ارتش نخبگان به حرکت درآمده و پاسخ یاوه گویی های این طبقه از غرب که ما آنها را جدا از ملت فرانسه و آلت دست صهیونیست ها می دانیم، به خوبی بدهد.

کلام آخر:

من عاشق محمدم(ص)، پیامبر خوبی‌ها، رحمت‌ للعالمین,رسول مهربانی‌ها، همو که طاقت کوچکترین رنجشی را نه برای مسلمین، که برای مردم عالم نداشت.من عاشق محمدم(ص)، همو که خداوند بواسطه وجود مقدسش، درهای لطف و رحمت را بر ما گشود.من عاشق محمدم(صلی‌الله علیه و آله)، همان پیامبری که وقتی چنگ ذلت و پنجه خفت و گمراهی، گریبان آدمیان را می‌فشرد، در میان حیرانی‌ها و سرگردانی‌ها آمد و منجی نجات انسان‌ها شد.من عاشق محمدم(ص)، همو که نیک‌دلان و بیداردلان عالم به فروغ دین و ایمان جاودانش دل باخته‌اند.من عاشق محمدم(صلی‌الله علیه و آله)، همو که خدای بزرگ، به وسیله وجود پررحمت او، حسد و کینه‌توزی و نفاق را از سرزمین دلها برکند و لهیب سوزان قساوت‌ها را خاموش گردانید.

من عاشق محمدم(ص)، همو که با آمدنش رسالت پایان یافت تا ثابت شود که در عرصه آفرینش پیامبری کامل‌تر از او نیامده است.اما صد افسوس که جاهلیت مدرن هم، قدر و منزلت وجود مهربانش را نشناخت و تازیانه خشونت و تروریسم را بر دین رحمتش نواخت.صدافسوس که مدعیان دروغین آزادی از ترس گسترش دین آسمانیش، بر موج اسلام‌هراسی سوار شدند و صهیونیست‌ها هم از آب گل‌آلودی که به پا کردند ماهی مقصود خود را گرفتند.بیهوده نبود که بزرگترین تروریست قرن نتانیاهو بلافاصله بعد از حادثه تروریستی فرانسه در تظاهرات شهر پاریس شرکت کرده و از 500 هزار یهودی مقیم این کشور می‌خواهد که به سبب افزایش خطرات تروریستی اسلام در فرانسه! به سرزمین فلسطین بازگردند.اما دشمنان اسلام و پیامبر بدانند که عاشقان محمد(صلی‌الله علیه و آله) سکوت نخواهند کرد و تا پایین کشیدن پرده تزویر و دروغی که آنان به پیامبر خوبی‌ها بسته‌اند آرام نخواهند نشست.عاشقان محمد(صلی‌الله علیه و آله)، از پیامبر خویش آموخته‌اند که هر چند راه حق سختی‌های بسیار دارد اما سرانجام این حق است که بر باطل پیروز خواهد شد و نورانیت و عظمت دین محمد(صلی‌الله علیه و آله)، روزی بر تمام جهانیان طنین‌انداز خواهد شد.